جاویدنام ابوالفضل قادری
الوفاة ابوالفضل قادری 28 عاماً في ایران سبزوار
بقلم: جاوید
وقتی از سر کار به خانه رسید، خسته بود. خانواده انتظار داشتند مثل همیشه کنار سفره بنشیند و ناهارش را بخورد، اما عجله داشت. دوشی گرفت، لباسش را عوض کرد و پیش از بیرون رفتن فقط گفت: «زود برمیگردم.» هیچکس نمیدانست همین چند کلمه، آخرین یادگار صدای ابوالفضل در خانه خواهد شد. جاویدنام ابوالفضل قادری، متولد چهارم اسفند ۱۳۷۶، جوانی مهربان، دلسوز و پرانرژی بود. بهتازگی در یک کارخانه تولید قطعات مشغول به کار شده و مسئولیت تأمین خانواده را بر دوش گرفته بود. آینده را با امید نگاه میکرد و برای ساختن زندگی بهتر تلاش میکرد. تنها یک هفته پیش توانسته بود با دسترنج خودش موتوری بخرد تا رفتوآمد طولانی میان خانه و محل کار برایش آسانتر شود؛ آرزویی ساده که خیلی زود ناتمام ماند. شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در جریان انقلاب شیر و خورشید، گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی شکم و پهلوی او را هدف قرار دادند. ابوالفضل با جراحاتی سنگین به بیمارستان منتقل شد و پنج روز برای زنده ماندن جنگید. در این مدت، سهبار تحت عمل جراحی قرار گرفت و خانواده لحظهای امیدشان را از دست ندادند. در میان درد و خونریزی، تنها یک جمله را تکرار میکرد؛ جملهای که شنیدنش هنوز برای خانوادهاش جانکاه است: «درد دارم... نذارید بمیرم... کمکم کنید.» اما شدت جراحات از خواستن او برای زنده ماندن بیشتر بود. ابوالفضل سرانجام در ۲۳ دی ۱۴۰…
ابوالفضل قادری · سبزوار · جاویدنامان خراسان