جاویدنام ارشان قاسمی؛ ما زانو زده نمی‌میریم، نه اینجا نه هیچ جای دیگر

الوفاة ارشان قاسمی 18 عاماً في ایران طهران میدان هفت تیر

بقلم: کتایون

من ارشان قاسمی، ۱۸ ساله از تهران، در تابستان ۱۳۸۶ در تورنتو کانادا به دنیا آمدم. از کودکی‌ام خاطرات شاد زیادی دارم؛ بیشتر اوقات در ایران زندگی می‌کردیم. از ساختن لگو (Lego) لذت می‌بردم؛ گاهی ساعت‌ها آن تکه‌های کوچک را به هم می‌چسباندم و چیز جدیدی می‌ساختم. من به‌عنوان بچه‌ای باهوش و بااستعداد شناخته شده بودم. کودکی‌ام با کنجکاوی و ساختن گره خورده بود. از همان سال‌های نخست، ذهنم آرام نمی‌گرفت؛ دوست داشتم بدانم و یاد بگیرم. خلاق بودم و از پیدا کردن راه‌حل برای مسئله‌ها لذت می‌بردم. شاید همین روحیه بود که خیلی زود مرا به دنیای رباتیک رساند. هرچه بزرگ‌تر شدم، تفاوت خود را با هم‌سن‌وسالانم بیشتر متوجه شدم. درس خواندن برایم سخت نبود؛ خیلی زود می‌آموختم و نمرات عالی می‌گرفتم. هنوز نوجوانی کم‌سن‌وسال بودم که رباتیک برایم از یک علاقه فراتر رفت. ساعت‌ها فکر کردن، آزمودن، خراب کردن و دوباره ساختن، بخشی از زندگی‌ام شد. در سال ۲۰۱۹، همراه گروه رباتیک مدرسه‌ام (سلام صدر) راهی مسابقات RoboCup Asia-Pacific در مسکو شدم. عکس‌های آن روزها هنوز مانده‌اند؛ نوجوانی در میان اعضای تیم، در یکی از نخستین تجربه‌های بزرگ زندگی‌اش. تیم مدرسه‌مان در رقابت‌های RCJ Rescue Simulation به مقام دوم دست یافت. سال‌ها بعد نیز رباتیک را ادامه دادم و در رقابتی مرتبط با دانشگاه آزاد، در حوزه‌ی ربات‌های خانگی، به مقام اول ر…

ارشان قاسمی · تهران · هفت تیر · دانشگاه علوم و تحقیقات

اقرأ النص الكامل هنا

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.