جاویدنام زهرا عیدی نژاد؛ تازه عروسِ ایران
الوفاة زهرا عیدی نژاد 28 عاماً في ایران مشهد میدان پارک
بقلم: نورا
شبیه فرشتهای در لباس سفید میدرخشید. موهای فر و سیاهش دور صورتش ریخته بود و چشمهای درشتش وقت خندیدن با او میخندیدند. زهرا میرقصید؛ دستهگلش را در دست میگرفت، کنار مردی که عاشقش بود میایستاد و در تصویری دیگر، دستش را کنار صورتش آورده بود و حلقه روی انگشتش پیدا بود. زهرا عیدینژاد، دختر کُرد قوچان، تازهعروس بود؛ دلش به زندگی بود و هزار آرزو هنوز در دلش داشت. گرافیک خوانده بود، در قوچان عکاسی و کار گرافیکی کرده بود و بعدتر دندانسازی آموخته و در مشهد مشغول به کار شده بود. از روزهایش تصویرهای زیادی مانده؛ میان طبیعت، در سفر، کنار خانواده و کنار همسرش. عاشق شده بود و زندگی دونفرهشان را تازه آغاز کرده بودند. زبان میخواندند و به مهاجرت فکر میکردند؛ فکرشان به روزهایی بود که قرار بود با هم از راه برسند. میان همهی این روزها، یک نام برای زهرا هیچوقت به گذشته نرفته بود؛ جاویدنام علی مظفری، پسرخالهاش که در شهریور ۱۴۰۱ در قوچان کشته شده بود. برای زهرا، قصهی علی با خاکسپاری تمام نشده بود. میخواست بداند چرا او را کشتند و نمیخواست نامش فراموش شود. سه سال این سؤال را با خودش برد؛ میان کار، عشق، ازدواج و همان زندگیای که آرامآرام جلو میرفت. سه سال بعد، هجدهم دی از راه رسید. سیل مردم به خیابانهای مشهد آمده بود؛ جمعیت پیش میرفت و صدای شعار از خیابانها بلند بود، اما بالای ساختمانه…
زهرا عیدینژاد · مشهد · میدان پارک مشهد · قوچان