روایت جاویدنام محمدجواد پورکریم جلالی؛ وطن فقط خاک نیست

الوفاة محمدجواد پورکریم جلالی 22 عاماً في ایران لاهيجان لیالمان

بقلم: کهن

جاویدنام مهدی جلالی، جوان ۲۲ ساله‌ی گیلک، اهل آستانه‌ی اشرفیه و دانش‌جوی ترم آخر مدیریت بازرگانی در دانشگاه لاهیجان، شاعر و آهنگ‌ساز بود. مهدی جلالی در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، در پی فراخوان رضا پهلوی به اعتراضات مردم و انقلاب ایرانیان، در آستانه‌ی اشرفیه پیوست. این دلاور در خیابان‌های شهر زادگاهش با اصابت گلوله‌ی جنگی سرکوبگران به ران پایش مجروح شد؛ خانواده‌ی او به دلیل نگرانی از بازداشت، او را به خانه بردند اما ساعاتی بعد به دلیل خون‌ریزی شدید جانش را فدای وطن کرد. خانواده‌ی داغ‌دارش پیکر او را به‌صورت شبانه و پنهانی به روستای مادری‌اش، لیالمانِ لاهیجان، منتقل کردند و روز ۱۹ دی‌ماه، پس از طی مراحل اداری و ارائه‌ی تعهدنامه‌ی کتبی مبنی بر رسانه‌ای نکردن موضوع و عدم شکایت از نهادها یا اشخاص حکومتی و دولتی، توانستند پیکر او را به خاک بسپارند. مهدی عاشق استقلال بود و گفته بود: «اگر آسمانی شدم، پرچمم را با من بگذارید…». در صفحه‌ی اجتماعی‌اش، که گویا اکنون در دست پدر است، در چنین آمده است: «رفتنش ناگهانی بود نشد داخل قبرش بگذاریم اما روز نصب سنگ مزارش، مادرش آرام پرچم را زیر سنگش گذاشت… و چه باشکوه مادری. آن روز فهمیدم وفاداری یعنی پای عشق بایستی، حتی وقتی دیگر نفس نمی‌کشی. و تو، پسرم، یادمان دادی وفاداری به عشق، بی‌وفایی به عدالت نیست. وفاداری وقتی مقدس است که به عدالت ختم شود.» پدر این…

اقرأ النص الكامل هنا

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.