جاویدنام هادی شهولی قلعه سیدی؛ از دزفول تا جاودانگی

الوفاة هادی شه‌ولی قلعه سیدی 43 عاماً في ایران دزفول

بقلم: آناهیتا

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر دی‌ماه خونین در ایران رخ نمی‌داد، شاید هرگز با این نام‌ها و سرنوشت‌ها آشنا نمی‌شدم. دی‌ماه ۱۴۰۴، دی‌ماه خونین ایران، ماهی که در آن هادی شهولی نیز مانند بسیاری دیگر از جاویدنام‌ها از آغوش خانواده و دوستانش گرفته شد و داغی ابدی نه‌تنها بر دل خانواده‌هایشان، بلکه بر دل تمام مردم شریف ایران نشاند. هادی شهولی، از مردمان غیور دزفول، پدری مهربان بود که سرپرستی سه کودک را بر عهده داشت. او برای خانواده‌اش تنها یک نان‌آور نبود، بلکه پدری دلسوز، برای دوستانش همراهی فداکار و برای بستگانش انسانی شریف و باکرامت به شمار می‌رفت. شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی که بر زندگی مردم ایران سایه انداخته بود، بر زندگی هادی نیز بی‌تأثیر نبود. با فراخوان روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، او تنها برای داشتن یک زندگی معمولی، همانند دیگر مردم ایران، به خیابان رفت. اما آن‌چه نباید رخ می‌داد، در شامگاه ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴ اتفاق افتاد. مأموران امنیتی در خیابان سید جمال‌الدین او را تعقیب کردند. هادی در حال گریز بود که برای متوقف کردنش، دو گلوله ساچمه‌ای به کمرش شلیک کردند. پس از آن‌که بر زمین افتاد، بر بالینش آمدند و با قنداق تفنگ به شدت او را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و در نهایت، با شلیک دو گلوله جنگی به گردنش، جان او را گرفتند. در گزارش‌ها آمده بود که دست راست هادی نیز از ناحیه بازو شکسته بود. آن شب، کودکانش…

هادی شهولی قلعه سیدی · دزفول

اقرأ النص الكامل هنا

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.