شهاب خورشید؛ معمار جوانی که طرح زندگیاش را گلوله ویران کرد
الوفاة شهاب خورشید 22 عاماً في ایران طهران میدان کاخ سعادت آباد
بقلم: نارینا
شهاب خورشید، دانشجوی بیستودو سالهٔ رشتهٔ معماری، شامگاه نوزدهم دیماه حوالی ساعت ده شب در میدان کاج سعادتآباد تهران هدف گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت. گلولهای از پشت به کتفش اصابت کرد و دو گلولهٔ جنگی مستقیماً قلب و ریههایش را درید. او همانجا، در همان خیابان، جان باخت. شهاب معمار آینده بود؛ جوانی که عاشق طراحی فضاهای انسانی، آزاد و پر از نور بود. اصالتاً اهل اهواز، فرزند دوم خانواده و از کودکی با بیماری دیابت دستوپنجه نرم میکرد. هر روز انسولین تزریق میکرد، اما هیچگاه اجازه نداد این بیماری او را از زندگی عقب نگه دارد. دوستان و بستگانش از او به عنوان جوانی شجاع، شاد، خوشخنده، مهربان و پرانرژی یاد میکنند؛ کسی که همیشه آمادهٔ کمک بود و با وجود همهٔ محدودیتها، از زندگی عقب نمینشست. پیش از پیوستن به اعتراضات به دوستانش گفته بود: «مگر خون من از دیگران رنگینتر است که در خانه بمانم؟ یا همهچیز تغییر میکند، یا من هم میمیرم.» این جمله، وصیتنامهٔ نهایی او شد. پیکر شهاب روز بعد، از کهریزک به خانواده تحویل داده شد. نهادهای امنیتی حتی اجازه ندادند او را در مزاری که خانواده میخواستند دفن کنند. او را در قطعهٔ ۲۱۱، ردیف ۲۳، شمارهٔ ۱۱ بهشت زهرای تهران، در قبر سهطبقهٔ خانوادگی و طبقهٔ بالایی که متعلق به پدربزرگش بود، به خاک سپردند. گویی حتی در مرگ هم حق داشتن فضایی مستقل را از او…
تهران · دانشجو · فرزند · شهاب خورشید