جاویدنام حمیده حبیبی
الوفاة حمیده حبیبی 38 عاماً في ایران كرج شهرک اندیشه
بقلم: مهرشید
«فرار کنید… فرار کنید… دارن شلیک میکنن…» شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در شهرک اندیشه، این فریاد میان جمعیت پیچید. حمیده حبیبی در ردیف نخست معترضان ایستاده بود. هنوز چند لحظه از این هشدار نگذشته بود که از میان جمعیت، از پشت و از فاصلهای بسیار نزدیک، دو گلوله جنگی به سینه و پهلوی او شلیک شد. حمیده، متولد اول بهمن ۱۳۶۵، همسر و مادر دو فرزند ۱۷ و ۱۴ ساله بود. هر روز ساعت شش صبح خانه را ترک میکرد و تا شش عصر کار میکرد. ساعتهای طولانی کار، بخشی از زندگی روزمرهاش بود؛ زندگیای که میان مسئولیتهای خانه، دغدغهٔ آیندهٔ فرزندانش و تلاش برای ساختن روزهای بهتر میگذشت. عکسهای بهجا مانده از او، لحظههای کوتاه فراغتش را ثبت کردهاند؛ میان کوهها و دشتها، در مسیرهای پیادهروی. انگار هر زمان فرصتی پیدا میکرد، دلش میخواست چند ساعتی از شلوغی زندگی فاصله بگیرد و در طبیعت نفس بکشد. حمیده را در حالی که بهشدت مجروح شده بود، به بیمارستان نور اندیشه رساندند. گلولهها به معده و ریهاش بهشدت آسیب زده بودند. پزشکان برای خارج کردن گلولهها دو بار او را به اتاق عمل بردند؛ بنا بر روایت نزدیکان، این جراحیها بدون بیهوشی انجام شد. یک بار نیز پس از ایست قلبی احیا شد و برای اینکه بتواند نفس بکشد، گلویش را شکافتند و راه تنفس برایش ایجاد کردند. سه روز بعد به هوش آمد، اما درد لحظهای رها…
حمیده حبیبی · شهرک اندیشه · مادر · کرج