جاویدنام پوریا دهقانی؛ قرار بود شمع تولدش را فوت کند

الوفاة پوریا دهقانی 21 عاماً في ایران أصفهان شهرضا

بقلم: مهتاب

در سکوتی تلخ رفت… زخم‌ها آن‌قدر عمیق بودند که دیگر حتی چهره‌اش هم آشنا نبود. تصورش را بکنید؛ پدر، فرزندش را نه از چهره، که از لباس‌هایش شناخت… پوریا دهقانی، ۲۱ ساله و اهل شهرضا در اصفهان بود. چند سال قبل برای ساختن آینده‌ای تازه، راهی ترکیه شد. چند ماه پیش از مرگش اما به ایران برگشت تا مدارکش را تکمیل کند؛ سفری که قرار بود بخشی از مسیر آینده‌اش باشد، اما به پایان زندگی‌اش گره خورد. از پوریا، در فضای مجازی ویدئوهایی به جا مانده که در آن‌ها پسری شاد و سرزنده دیده می‌شود؛ جوانی که به حیوانات علاقه داشت و لحظه‌هایی از زندگی‌اش را با دیگران به اشتراک می‌گذاشت. مسیر پوریا، از بهارستان آغاز شد، به ترکیه رسید و در نهایت، در جغرافیای یک واقعه‌ی تلخ به پایان رسید. شامگاه ۱۹ دی‌ماه بود؛ شبی سرد و استخوان‌سوز از دل زمستان، شبی که سرمایش در خیابان‌های اصفهان پیچیده بود، اما گرمای حضور مردم، خیابان‌ها را زنده و پرهیاهو کرده بود. شهر در آن شب، صحنه‌ی حضور مردمی بود که با صدای بلند، خواسته‌های آزادی‌خواهانه‌شان را فریاد می‌زدند؛ مردمی که با حضوری پررنگ و استوار، در خیابان‌ها ایستاده بودند و شعارهایشان در سرمای شب می‌پیچید. در میان آن جمعیت و هیاهوی آزادی‌خواهی، مسیر پوریا به خیابان‌های اصفهان کشیده شد؛ بی‌آنکه خانواده‌اش بدانند، آن شب، آغاز روزهایی طولانی و تلخ از بی‌خبری و انتظار برای آنان خواهد…

پوریا دهقانی · نراتا · شهرضا · 19 دیماه

اقرأ النص الكامل هنا

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.