جاویدنام یاسر عزتی نصرتیان؛ در اندیشه و صدای آزادی

Todesfall یاسر عزتی نصرتیان 33 Jahre alt in ایران Gedanke چهارراه میلاد

Geschrieben von: زال

در اندیشه صدای شعارها در بلوار آزادی می‌پیچید. شامگاه هجدهم دی، گاز اشک‌آور بود و صدای فریاد جوانی از میان جمعیت؛ یاسر. جوانی که اهل رزن همدان بود و درس را تا مقطع دیپلم در همدان خوانده بود و بعدها برای کار به شهرک اندیشه آمد. سال‌ها در کترینگی که شریک بود کار کرد و بعد به‌خاطر شرایط بد اقتصادی، مجبور به تغییر شغل شد. سه سال نیز صاحب یک سوپرمارکت کوچک در محله‌ای در همان شهرک بود. کاسبی که اهل محله هر روز از او خرید می‌کردند و بچه‌هایی که صبح به مدرسه می‌رفتند، برای خرید تغذیه او را می‌دیدند. برای خانواده بسیار حمایت‌گر بود و مشتریانش او را به خنده‌رو و مؤدب بودن می‌شناختند. او به‌واسطه‌ی شغلش مستقیم با سفره‌ی مردم سروکار داشت. هر روز فقر را لمس می‌کرد. کم شدن قدرت خرید مردم را هر روز می‌دید. با وجود ناراضی بودن از وضع موجود، مجبور به سکوت اجباری بود. هجدهم دی، روزی که مردم تاریخ را از نو می‌نوشتند، یاسر هم به سیل جمعیت پیوست. عده‌ی زیادی کشته و زخمی شدند. اما یاسر به خانه بازگشت. نوزدهم دی، در دومین روز فراخوان، دوباره در فاز سه و چهارراه میلاد، یاسر نیز کنار مردم ایستاد. او شب قبل دیده بود چگونه جوانان را قتل‌عام می‌کنند. بازگشتش به خیابان اجبار نبود. گفته بود: «خون من رنگین‌تر از دیگران نیست که کشته می‌شن.» آن شب با سنگ روبه‌روی پیاده‌نظام مسلح ایستاد. صدای شلیک‌های پی‌درپی می‌آم…

یاسرعزتی نصرتیان · اندیشه · جاویدنام

Vollständigen Text hier lesen

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.