جاویدنام مسعود رضایی نو؛ برای دیدنم به جایی بیا که آرام گرفته‌ام

Todesfall مسعود رضایی نو 39 Jahre alt in ایران Karaj مصباح

Geschrieben von: کتایون

من در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۵ به دنیا آمدم؛ در فصل بهاری که همیشه بوی زندگی می‌داد. شاید برای همین بود که تمام عمر، حرکت را بیشتر از ایستادن و بیداری را بیشتر از خواب دوست داشتم. از همان سال‌های کودکی، زمین خوردن برایم ترسناک نبود؛ بلکه فرصتی بود برای دوباره بلند شدن و قوی‌تر ایستادن. من به ژیمناستیک علاقه داشتم و آن به من یاد داده بود که برای بهتر شدن باید بارها بیافتی، دوباره برخیزی و تکرار کنی. بنابراین هیچ‌وقت خسته و ناامید نمی‌شدم. بعدها پارکور و فری‌رانینگ را انتخاب کردم؛ جایی که هر دیوار، دعوتی بود برای عبور، نه دلیلی برای توقف. آن حرفه ترس‌ را از من گرفت. دوستانم مرا «مسعود فنر» صدا می‌کردند؛ لقبی که از پرش‌ها، انرژی و آرام نگرفتنم آمده بود. سال‌ها در رشته‌های ژیمناستیک، پارکور، فری‌رانینگ و هنرهای رزمی مسابقه دادم و به قهرمانی‌های استانی و کشوری رسیدم. اما اگر از خودم بپرسید که به چه چیزی بیشتر افتخار می‌کنم، پاسخم مدال‌هایم نخواهد بود. افتخار واقعی من، شاگردهایم بودند؛ کودک‌ها و نوجوان‌هایی که در محله مصباح کرج به آن‌ها آموزش می‌دادم. هربار که بر ترس‌شان غلبه می‌کردند و از مانعی عبور می‌کردند، احساس می‌کردم سهم کوچکی در ساختن آینده‌شان دارم. موتورسواری را خیلی دوست داشتم. گاهی اوقات با عده‌ی زیادی از موتورسواران، مسیری را طی می‌کردیم. سرعت را دوست داشتم. به من هیجانی بی‌نظیر می‌…

مسعود رضایی نو · مربی · مصباح · کرج

Vollständigen Text hier lesen

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.