جاویدنام کیمیا کامیاب؛‌ آرزویش فقط مفید بودن بود

Todesfall کیمیا کامیاب‌منش 17 Jahre alt in ایران Eslamshahr شهرک واوان

Geschrieben von: مهرشید

«خدایا کمکم کن فرد مفیدی توی دنیا باشم… لطفاً کمکم کن همیشه به فکر بقیه باشم… من آزادم.» این چند خط را کیمیا کامیاب در دفترچه‌اش نوشته بود؛ دختری ۱۷ ساله که آرزوهایش نه دور از دسترس بود و نه پیچیده. از خدا می‌خواست در مسیر درستی قرار بگیرد، فراموشش نکند، کمکش کند بی‌خاصیت نباشد و همیشه به فکر دیگران بماند. انگار مهم‌ترین خواسته‌اش این بود که بتواند برای جهان اطرافش انسان مفیدی باشد. کیمیا، دانش‌آموز ۱۷ ساله اهل شهرک واوان بود. عصر ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران، در اسلامشهر هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به قلبش جان باخت. از زندگی روزمره‌ی کیمیا چیز زیادی نمی‌دانیم. حتماً او هم، مثل بسیاری از نوجوانان هم‌سن‌وسالش، سرگرمی‌ها، دوستی‌ها، رؤیاها و دل‌مشغولی‌های خودش را داشت؛ اما از میان همه آن‌ها، تنها چیزی که امروز از او برای ما به‌جا مانده، دست‌نوشته‌ای است که تصویری از دنیای درونی‌اش پیش چشم می‌گذارد. دختری که از خدا می‌خواست راه درست را پیدا کند، به فکر دیگران باشد و «فرد مفیدی» شود. شاید به همین دلیل، آخرین جمله‌ای که با دستخط خودش از او باقی مانده، امروز معنای دیگری پیدا کرده است: «من آزادم.»

اسلامشهر · دانش‌آموز · شهرک واوان · کیمیا کامیاب

Vollständigen Text hier lesen

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.