جاویدنام احمد طراقیان

Todesfall احمد طراقیان 33 Jahre alt in ایران Karaj فردیس

Geschrieben von: رودابه

احمد طراقیان را نمی‌شود فقط «تعریف» کرد؛ باید روایتش را نفس کشید. باید لحظه‌به‌لحظه با خانواده‌اش همراه شد، با اضطراب همسرش، با بی‌تابی امیرسام، با آن شتاب عجیب احمد برای رفتن… و با سکوت سنگینی که بعد از نبودنش بر خانه افتاد. احمد طراقیان، ۳۳ ساله، اهل فردیس کرج، مردی آرام با دستانی که همیشه بوی کار و مهربانی می‌داد. کسی که در اعتراضات ۱۴۰۴، مثل هزاران نفر دیگر، برای آزادی و آینده فرزندان ایران به خیابان رفت و در ۱۹ دی، گلوله‌ای که قلب مهربانش را نشانه گرفت، او را جاودانه کرد. آن شب، خانه‌شان بوی دلشوره می‌داد. همسرش پرسید: «می‌خوای بری؟» و احمد، با همان آرامش همیشگی، اما با صدایی که انگار از عمق باورش می‌آمد، گفت: «ما برای آزادی ایران و آینده‌ی بچه‌هامون باید بریم. آینده‌مون رو خودمون می‌سازیم.» دوستانش بعدها گفتند احمد عجیب بی‌قرار بود؛ فراخوان برای ساعت هشت بود، اما او ساعت‌ها قبل آماده‌ی رفتن شده بود. انگار چیزی در دلش می‌گفت که امشب، شب معمولی نیست. امیرسام، پسر شش‌ساله‌اش، بی‌تابی می‌کرد. احمد خم شد، او را بوسید، گوشی موبایلش را در دست کوچک پسر گذاشت و گفت: «این پیشت باشه تا من بیام.» امیرسام هنوز گوشی را از خودش جدا نمی‌کند. می‌گوید: «بابام گفته نگه دارم تا بیاد… ولی هنوز نیومده.» در خیابان، گاز اشک‌آور همه‌چیز را به هم ریخت. جمعیت پاره‌پاره شد. احمد از همسر و دوستانش جدا شد…

احمد طراقیان · ۳۳ساله · فردیس،کرج

Vollständigen Text hier lesen

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.