جاویدنام محمد رنجبر حسینآبادی
Todesfall محمد رنجبر حسینآبادی 31 Jahre alt in ایران باغ ملی
Geschrieben von: مهرشید
محمد رنجبر ۳۱ سال داشت، ساکن اراک بود و در این شهر مغازهی فروش لوازم خودرو داشت. متأهل بود و زندگیاش را در کنار همسر و پسر خردسالش، نریمان، میگذراند. نزدیکانش از او بهعنوان مردی مهربان یاد میکنند که برای خانواده و فامیل تکیهگاه بود. محمد در خانوادهای مذهبی اما غیرحکومتی بزرگ شده بود، خودش چندان مذهبی نبود ولی دلبستگی زیادی به ایران داشت؛ حتی برای تنها پسرش نام اصیل ایرانی «نریمان» را انتخاب کرده بود. شب ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در روزهایی که اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران جریان داشت، محمد نیز از خانه بیرون رفت و به جمع معترضان در محدودهی میدان شورای اراک، معروف به باغ ملی، پیوست. مدت زیادی از حضورش در میان جمعیت نگذشته بود که نیروهای حکومتی به سوی معترضان شلیک کردند. محمد هدف گلوله جنگی قرار گرفت. شاهدی که آن شب در نزدیکی او بود، گفته است محمد پس از اصابت گلوله فریاد زد: «سوختم، سوختم» و روی زمین افتاد. شدت تیراندازی به اندازهای بود که اطرافیانش نتوانستند خود را به او برسانند. پس از مدتی نیروهای امنیتی پیکر مجروح و خونآلود او را از محل بردند. از شب ۱۹ دی، چند روز از سرنوشت محمد خبری نبود تا اینکه چهار روز بعد، در ۲۳ دیماه، برای شناسایی و تحویل پیکرش تماس گرفته شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، برای تحویل پیکر دو شرط مطرح شده بود: یا محمد «بسیجی» معرفی شود یا مبلغ سنگینی پرداخ…
محمد رنجبر حسینآبادی · اراک