جاویدنام حسین شیرمحمدی
Todesfall حسین شیرمحمدی 34 Jahre alt in ایران Chuzestan دزفول
Geschrieben von: جاوید
«در سرزمین ما اول زنها بیدار میشوند، بعد آفتاب طلوع میکند.» این جمله، نخستین چیزی بود که هر رهگذری در صفحه اینستاگرام حسین شیرمحمدی میدید؛ جملهای که انگار تنها یک متن برای معرفی خودش نبود، بلکه تصویری از امیدی بود که به فردای ایران داشت. کمی پایینتر، عکسهایی از کبوترها دیده میشد؛ پرندگانی که با دستان او دانه میخوردند و آزادانه بر شانهاش مینشستند. مهربانی برای حسین تنها یک ویژگی نبود؛ شیوه زندگیاش بود. حسین شیرمحمدی، کارگر ۳۴ ساله اهل دزفول، زندگی سادهای داشت؛ زندگیای که میان کار، خانواده و دلبستگیهای کوچکش میگذشت. اما دلش تنها به روزمرگی خوش نبود. سال پیش، زیر تصویری از خودش نوشته بود: «تو چه بخوای چه نخوای ما بذر آزادی رو توی این خاک کاشتیم. به کوری چشم شما، به زیر سایهاش نشستن هم، خواهیم رسید.» جملهای که امروز، پس از جاودانگی او، رنگ دیگری به خود گرفته است. شامگاه نوزدهم دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۱۰ شب، در خیابان شریعتی دزفول، نزدیک چهارراه قاضی، سرکوبگران حکومتی دو گلوله جنگی به سینه حسین شلیک کردند. همانجا، زندگی مردی که رویای آزادی را در دل میپروراند، به پایان رسید و نامش در حافظه مردم ایران ماندگار شد. پس از جانباختن حسین، خانوادهاش چند روز زیر فشار و تهدید قرار گرفتند و پیکرش را تنها ساعت دو بامداد برای خاکسپاری به آنان تحویل دادند. او در آرامستان امیرمکا…
حسین شیرمحمدی · دزفول · جاویدنامان خوزستان