جاویدنام میثم کاظمی؛ آتش‌نشانِ بی نشان

Todesfall میثم کاظمی 39 Jahre alt in ایران Teheran پرند

Geschrieben von: نورا

میثم کاظمی از مردانی بود که دیگران در سخت‌ترین لحظات زندگی چشم‌انتظار رسیدنشان می‌ماندند. وقتی شعله‌ها زبانه می‌کشیدند و دود راه نفس را می‌بست، او به جایی قدم می‌گذاشت که دیگران برای نجات جانشان از آن می‌گریختند. پانزده سال از زندگی‌اش در آتش‌نشانی گذشت؛ سال‌هایی که در آن، نجات یک انسان می‌توانست ارزش به خطر انداختن جان خود را داشته باشد. میثم ورزشکار بود، روحیه‌ای جوانمرد داشت و مهربانی‌اش به حرف محدود نمی‌شد. از سال ۱۳۹۰ به آتش‌نشانی پیوسته بود و حتی پس از انتقال به بخش اداری، پیوندش با کار امداد و نجات از میان نرفت. در روزهای جنگ دوازده‌روزه نیز داوطلبانه به عملیات بازگشت. گویی در وجودش چیزی بود که نمی‌گذاشت هنگام خطر، آسودگی خود را بر جان دیگران ترجیح دهد. دی‌ماه ۱۴۰۴، ایران بوی دگرگونی می‌داد. پس از سال‌ها رنج و ایستادگی، امید به آزادی بار دیگر در خیابان‌ها جان گرفته بود. هم‌زمان با فراخوان شاهزاده‌ی رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، مردم در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی برای خاموش کردن این خیزش، با سلاح گرم، باتوم، قمه و چاقو به جان مردم افتادند. خیابان‌ها از صدای شلیک و فریاد مجروحانی پر شد که میان ازدحام و هراس، در انتظار رسیدن کمک بودند. در آن روزها، فرمان‌هایی برای جلوگیری از امدادرسانی صادر شده بود. آتش‌نشانانی که سال‌ها برای حفظ جان مر…

میثم کاظمی · آتش‌نشان · کیانشهر · پرند

Vollständigen Text hier lesen

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.