جاویدنام سپیده پاریزی؛ چشمانی که به فردای روشن باز ماند
Todesfall سپیده پاریزی 36 Jahre alt in ایران Sirjan
Geschrieben von: تینا
سپیده پاریزی، جوان و سیوشش ساله از دیار سیرجان، تجسم واقعی شور زندگی، امید و استقلال بود. او دختری بود با رویاهایی بزرگ که برای ساختن آیندهاش قدمبهقدم تلاش میکرد. سپیده که پانزده سال پیش از این اتفاق مادرش را از دست داده بود، خیلی زود یاد گرفت که روی پای خودش بایستد. او برای نزدیکانش تکیهگاهی امن بود؛ کسی که با مهری بیدریغ، رابطهای عمیق با عزیزانش داشت. او دختری مستقل و هدفمند بود؛ یک فروشگاه اینترنتی محصولات پوستی و آرایشی را اداره میکرد و با پشتکار به دنبال این بود که به زودی مغازهای فیزیکی برای کسبوکارش راهاندازی کند. سپیده آرزو داشت خانهای برای خودش داشته باشد؛ او حتی در طرح مسکن مهر ثبتنام کرده و با پرداخت چند قسط از آن، خشت به خشت در حال ساختن آیندهاش بود. علاوه بر این تلاشهای حرفهای، قلب مهربان سپیده پر از آرزوهای لطیف زنانگی بود. با به دنیا آمدن خواهرزادهاش، «امیرمهدی»، عشق به مادری در وجودش جوانه زد. او عاشق امیرمهدی بود و آرزو داشت روزی خودش نیز حس مادر شدن را تجربه کند. او عاشق سفر کردن، خندیدن و ثبت کردن لحظات خوش زندگی بود و چشمهایش همیشه برق امید داشت. اما تمام این آرزوها و آیندهای که سپیده سیوشش ساله با دستهای خودش میساخت، ناتمام ماند. در دومین شب فراخوان، در شب نوزدهم دیماه، سپیده مانند تعداد بیشماری از هموطنانش به خیابان رفته بود. حوالی سا…
سپیده پاریزی · سیرجان