جاویدنام حمیدرضا رحیمی باباشیخ علی؛ مردی از باباشیخ‌علی

Death حمیدرضا رحیمی باباشیخ علی 33 years old in ایران Isfahan

Written by: آناهیتا

حمیدرضا رحیمی، پسوند خانوادگی‌اش یادگار سرزمینی بود که نیاکانش سال‌ها در آن زیسته بودند؛ باباشیخ‌علی ، شهری کوچک در شهرستان لنجان اصفهان، جایی که زاینده‌رود از کنار آن می‌گذرد و زندگی مردمش از دیرباز با کشاورزی، همدلی و سادگی گره خورده است. وقتی به دنیا آمد، نامش را حمیدرضا گذاشتند؛ پسری مهربان، خوش‌قلب و دوست‌داشتنی. در دوران سربازی مسئول پخش غذا میان سربازان بود. آن‌قدر با محبت، فروتن و خوش‌برخورد بود که همه دوستش داشتند و نامش میان هم‌خدمتی‌هایش بر سر زبان‌ها بود. حمیدرضا مردی ورزشکار و تنومند بود و به‌تازگی، شیرینی پدر شدن را با تولد دخترش تجربه کرده بود. او انسانی شریف بود و حاضر نبود به هر قیمتی پولی به دست بیاورد. برای تأمین زندگی خانواده‌اش کارگری می‌کرد و نان بازوی خودش را بر سر سفره می‌آورد؛ نانی که بوی حلال بودن و شرافت می‌داد. اما شرافت او تنها به زندگی شخصی‌اش محدود نشد. وقتی فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در میان مردم دست‌به‌دست می‌شد و همه از آن سخن می‌گفتند، او نیز تصمیم گرفت سهم خود را برای آینده وطنش ادا کند. در آن دو شب، مانند هزاران ایرانی دیگر، به خیابان آمد و در کنار مردم اصفهان، دوشادوش آنان ایستاد. در همان لحظات پرالتهاب، گلوله‌ای جنگی به پایش اصابت کرد. شدت خون‌ریزی به اندازه‌ای بود که دیگر امکان نجاتش وجود نداشت و سرانجام بر اثر از دست دادن خون فراوان، جان خود…

حمیدرضا رحیمی باباشیخ علی · اصفهان

Read full text here

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.