جاویدنام اسفندیار نادری
Death اسفندیار نادری 32 years old in ایران Karaj هشتگرد
Written by: جاوید
این روزها دیالوگ فیلم خواب سفید خیلی توی سرم میچرخه... «سلام... حالت خوبه؟ عمهنصرت میگفت: «خاک سرده. مهرِ مُرده از دل آدم میره بیرون.» ولی از دل من نرفت. اینقدر شبها سرم رو کردم زیر لحاف و برات گریه کردم. الانم که نیستی، دلم بیشتر برات تنگ شده. از وقتی نیستی، اصلاً دنیا جای قشنگی نیست. با رفتن تو، خندههای واقعی منم رفتن. من همون لحظه دیدم که خندههام و حال خوبم رو با تو گذاشتن زیر خاک. کاشکی میشد برگردی... دل همهمون خیلی برات تنگ شده. کاشکی میشد فقط یهبار دیگه بغلت کنم. مواظبم باش... خیلی مواظبم باش... دوستت دارم. اینها نخستین جملههای این روایت نیستند؛ آخرین حرفهای دختری هستند که هنوز باور نکرده پدرش دیگر قرار نیست جوابش را بدهد. پدرش، اسفندیار نادری، متولد ۲۳ آذر ۱۳۷۲، مردی ۳۲ ساله، شهروند ترکآذربایجانی، ساکن هشتگرد کرج و از پیروان آیین یارسان بود؛ اما پیش از آنکه هر کدام از این معرفیها معنا پیدا کنند، او برای یک نفر فقط «باباجانی» بود. در روزهایی که خیابانها بوی باروت گرفته بودند و اینترنت یکی از اولین قربانیان سرکوب شده بود، اسفند چند پیام برای دخترش نوشت. نه برای انتشار، نه برای تاریخ؛ فقط برای او. «اگه چیزیم شد، نترسید ها... مثل شیر وایسا...» «خون ما از بقیه رنگینتر نیست...» و در آخر: «حلالم کن... دوستت دارم... باباجانی.» اما اینترنت قطع بود. پیامها هرگز ار…
کرج · هشتگرد · جاویدنامان البرز · اسفندیار نادری