جاوید نام قاسم شمس؛ جوانى كه سپر جان ديگران شد
Death قاسم شمس 34 years old in ایران Tehran شهریار
Written by: سایه
همیشه خیال میکنیم قهرمانها از دل قصهها بیرون میآیند. میان بیتهای شاهنامه زندگی میکنند؛ با زره و شمشیر، بر اسبهای تیزرو، آنقدر دور که فقط میشود دربارهشان خواند اما گاهی قصه، خودش را در زمانه ما تکرار میکند. جاویدنام قاسم شمس،۳۴ ساله قصهی زندهی هجدهم دیماه است؛ جوانمردی از دیار همدان که سالها پیش به شهریار آمد تا زندگی بسازد. علوم سیاسی خوانده بود، کنافکار بود و در دکور برنامههای تلویزیونی فعالیت میکرد. خانه خریده بود، ماشین خریده بود، پنج سال از ازدواجش میگذشت و با وجود نداشتن فرزند، برای آیندهای که دوستش داشت، تلاش میکرد. قاسم دغدغهی نان نداشت، اما غم نانِ مردمی را داشت که برای گذران زندگیشان سختی میکشیدند. غمِ نداشتن آزادی، نگرانی از آیندهی نامعلوم و درد دیدن رنج هزاران هموطنش. در۱۸ دیماه، در جریان اعتراضات، در خیابان ولیعصر شهریار، قاسم میان آن جمعیت ایستاده بود؛ میان دود، فریاد و صدای تیر. میان مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند و نیروهایی که سلاح گرم در دست داشتند. در آن شلوغی و آشوب، قاسم مردی را دید که در معرض تیراندازی قرار گرفته بود.به سمت آن مرد رفت، خودش را سپر او کرد و گفت: «مگه نمیبینی دارن تیر میزنن؟ بیا عقب.» چند ثانیه بعد، گلولهای به سرش اصابت کرد. قاسم همانجا جان باخت، اما جان یک انسان دیگر را نجات داد. آن شب، خانوادهاش از مو…
قاسم شمس · شهریار · تهران