جاویدنام حسین کریمی

Death حسین کریمی 21 years old in ایران Tehran یافت‌آباد

Written by: آناهیتا

«آخرش همهٔ ما می‌میریم. متأسفانه ما حق انتخاب نداریم، ولی می‌توانیم تصمیم بگیریم چطور بمیریم.» حسین این جمله را در یکی از استوری‌هایش نوشته بود. بیست‌ویک سال داشت و در تهران زندگی می‌کرد. شاغل بود، بدنسازی را جدی دنبال می‌کرد و هر وقت فرصتی پیدا می‌کرد، با دوستانش راهی سفر می‌شد. سال‌ها برای رسیدن به اندامی که می‌خواست تمرین کرده بود. مقابل آینه فیگور می‌گرفت و با ذوق و رضایت به نتیجهٔ تلاش‌هایش نگاه می‌کرد. سفر و شنا از علاقه‌هایش بود. به نقاط مختلف ایران رفته بود؛ از شمال و جنوب تا شرق و غرب کشور. در سفر به کردستان، لباس محلی کردی پوشیده بود. در جنوب، غواصی را تجربه کرده بود. هر جا دریا یا رودخانه‌ای بود و امکان شنا وجود داشت، تنی به آب می‌زد. یکی از خاطرات خوشش، رفتن به رودخانه و شنا کردن همراه دوستانش بود. در دی‌ماه، اعتراض‌ها در بازار تهران آغاز شد. بازاری‌ها در اعتراض به افزایش قیمت دلار مغازه‌هایشان را بستند. با ادامهٔ اعتراض‌ها و گسترش آن‌ها به شهرهای دیگر، شعارها نیز از مسائل اقتصادی فراتر رفت و متوجه حکومت شد. شانزدهم دی‌ماه، شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواستند روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، ساعت هشت شب، به خیابان‌ها بیایند یا از پشت‌بام خانه‌هایشان شعار بدهند. حسین تصمیم گرفت شب نوزدهم دی‌ماه به خیابان برود. خانواده‌اش نگران بودند و از او خواستند در خانه بماند. به او گفتند:…

بدنسازی و ورزش · حسین کریمی · تهران

Read full text here

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.