جاویدنام سعید صادقی حسنوند؛ دامادی که حجله‌اش به سوگ نشست

Death سعید صادقی حسنوند 25 years old in ایران Masjed Soleyman

Written by: آناهیتا

سعید در مردادماه ۱۳۷۹، در خانواده‌ی صادقی، از طایفه‌ی موری (تیره‌ی حسنوند) در منطقه‌ی بازفت چشم به جهان گشود. در ایل بختیاری، دامداری و دامپروری شغل بسیاری از مردم بود، اما سعید مدتی بود که در مسجدسلیمان سکونت داشت و در شرکتی به‌عنوان نیروی فنی و پیمانکار فعالیت می‌کرد. سعید تازه قدم به ۲۵سالگی گذاشته بود که تصمیم گرفت زندگی مشترکش را آغاز کند. اواخر تابستان ۱۴۰۴ به حجله‌ی دامادی رفت و فصل تازه‌ای از زندگی‌اش را در کنار همسرش آغاز کرد. در کنار او احساس خوشبختی می‌کرد، اما شرایط سخت اقتصادی سایه‌ای از نگرانی بر زندگی تازه‌شان انداخته بود. سعید آینده را باثبات نمی‌دید و از اینکه برای تغییر این شرایط کاری از دستش برنمی‌آمد، دلِ‌ خوشی نداشت. اواخر آذرماه بود که خبر اعتراضات مردم تهران به گوش می‌رسید؛ اعتراضاتی که روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد، تا جایی که برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه فراخوان حضور در خیابان‌ها یا شعار دادن از پشت‌بام‌ها داده شد. سعید که همیشه خود را عاشق ایران می‌دانست، این‌بار احساس کرد مسئولیتی بر دوش دارد و باید در کنار دیگر معترضان در خیابان حضور داشته باشد. شامگاه ۱۸ دی‌ماه، سعید به خیابان آمد و به تجمع مردم در حوالی فلکه‌ی نفتون مسجدسلیمان پیوست. نیروهای امنیتی برای پراکنده کردن مردم با سلاح ساچمه‌زن به‌سوی آن‌ها شلیک کردند و ساچمه‌ها به صورت و بدن سعید اصابت کرد. او پس…

سعید صادقی حسنوند · ایل بختیاری(طایفه موری) · مسجدسلیمان

Read full text here

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.