جاویدنام عبداله ابراهیمی؛ یک گلوله، خاموشی دو قلب
Death عبداله ابراهیمی 64 years old in ایران زاینده رود بیستجان
Written by: سروا
یک گلوله، یک لحظه و دو قلبی که در فاصلهای کوتاه از تپیدن ایستادند. در داستانها و ادبیات شنیدهایم که میگویند «یک گلوله جان دو نفر را گرفت»؛ استعارهای از آنکه جسم یکی را نشانه میرود و روح عزیزِ دیگری در کنارش میمیرد. اما در شامگاه نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، این استعاره بر خاک شهر زایندهرود جامهٔ واقعیت پوشید. عبداله ابراهیمی، مردی که در تمام سالهای زندگی پناه و تکیهگاه محکم فرزندانش بود، در آن شب پرهیاهو و در میان خطر نیز شانهبهشانهٔ دخترش مریم و درست پشت سر او ایستاده بود. گلولهای جنگی شلیک شد؛ تیر سنگین ابتدا سینه و قلب مریم، نخستین فرزند پدر را شکافت و پس از گذر از پیکر او و خروج از کمرش، مستقیماً به سینه و قلب عبداله نشست. اینگونه آن تک گلوله در امتداد پیوندِ ناگسستنی زندگیشان، جان پدر و دختر را در آخرین لحظه نیز به هم گره زد تا دو قلب در یک آن خاموش شوند؛ پدری که تا آخرین ثانیه پشت فرزندش ایستاد و دختری که در همان آغوش امن فرو افتاد، تا نامشان در تلاقی عشق و اندوه، بر تارک این خاک جاودانه شود. عبداله ابراهیمی، مردی ۶۴ ساله در بیستجان زایندهرود، صلابت کوهستان را در رفتار و فروتنی خاک را در چهره داشت. سالهای طولانی از عمر او در کار سخت و پرزحمت در ذوبآهن اصفهان گذشته بود و حالا در دوران بازنشستگی به سر میبرد، اما جان عبداله همواره در وسعت طبیعت و اوج صخرهها نفس میکشی…
زاینده رود · بیستجان · نراتا · عبداله ابراهیمی