جاویدنام ابوالفضل ترک؛ سربازی که نخواست تماشاگر باشد

Written by: سامی

در میان روزهای پرالتهاب دی‌ماه ۱۴۰۴، نام ابوالفضل ترک نیز به فهرست جوانانی پیوست که زندگی‌شان در میانهٔ خیابان و آرزوهای ناتمام خاموش شد. ابوالفضل، متولد ۱۲ تیر ۱۳۸۴، جوانی ۲۰ ساله، اهل و اصالتاً از خانواده‌ای لر و ریشه‌دار در ملایر بود. او تنها پسر خانواده و تنها برادر یک خواهر بود؛ پسری که به گفتهٔ نزدیکانش، قلبی مهربان، اخلاقی کم‌نظیر و روحیه‌ای سرشار از محبت داشت. علاقه‌اش به حیوانات زبانزد اطرافیان بود و لبخند همیشگی‌اش بسیاری را مجذوب خود می‌کرد. قامت بلندش که بیش از دو متر بود، باعث شده بود همه او را با قد رشید و چهرهٔ خندانش به یاد بیاورند. ابوالفضل دلبستگی ویژه‌ای به خاندان پهلوی داشت و علاقه‌اش به شاهزاده رضا پهلوی و خانوادهٔ او تا آن‌جا بود که تصویر آنان را به‌عنوان پس‌زمینهٔ تلفن همراه خود انتخاب کرده بود. چندماه پیش از آغاز جنگ دوازده روزه، در خرداد ۱۴۰۴، به خدمت سربازی اعزام شد و در وزارت دفاع مشغول خدمت بود. هشت ماه از دوران سربازی‌اش گذشته بود و با وجود سختی‌های خدمت، همچنان پر از امید و شوق زندگی به آینده می‌اندیشید. شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه، با آن‌که طبق مقررات به او مرخصی داده نشده بود، روز جمعه ۱۹‌ دی خود را به خانه رساند تا خانواده‌اش را ببیند. اما آن روز، دیدار با خانواده آخرین بازگشت او به خانه بود. ابوالفضل پس از ساعتی استراحت، تنها با هدف پیوستن به فراخوان اعتراضی همراه دوستانش از خانه خارج شد. اعتراضات در محلهٔ شهر ری و حوالی دولت‌آباد جریان داشت. براساس روایت شاهدان، ابوالفضل در صف نخست معترضان حرکت می‌کرد. جمعی از جوانان در اطراف یکی از میدان‌ها سطل زباله‌ای را به آتش کشیدند و زمانی که برای آوردن سطل دیگری حرکت کردند، نیروهای سرکوب‌گر از پشت به سمت آنان یورش بردند. در همان لحظات، چند گلوله به ابوالفضل اصابت کرد و او بر زمین افتاد. خانواده و دوستانش از حدود ساعت ۹ شب جست‌وجوی بی‌وقفه‌ای را برای یافتن او آغاز کردند. بیمارستان‌ها، خودروهای حمل پیکر و هر جایی که احتمال می‌دادند نشانی از او باشد را زیر پا گذاشتند، اما اثری از ابوالفضل پیدا نکردند. سرانجام پس از ساعت‌ها نگرانی و بی‌خبری، او را در درمانگاهی در حوالی ابن‌بابویه شهر ری یافتند؛ (بیمارستان و درمانگاه خیریهٔ صدیقهٔ زهرا) جایی که به گفتهٔ نزدیکانش، هنوز هنگام انتقال زنده بود، اما شدت جراحات فرصت ادامهٔ زندگی را از او گرفت و در همان درمانگاه جان سپرد. اقوام نزدیک خانواده تا ساعت ۱۱ شب از سرنوشت او بی‌خبر بودند و تنها پس از برقراری تماس‌ها از واقعیت تلخ ماجرا آگاه شدند. سه روز بعد پیکر ابوالفضل به خانواده تحویل داده شد. به دلیل آن‌که او سرباز بود، در روایت رسمی تلاش شد مرگش به‌عنوان حضور اتفاقیِ یک رهگذر در محل معرفی شود، اما خانواده این روایت را نپذیرفتند. پس از تحویل پیکر، برخی نهادهای حکومتی و مسئولان محلی برای انجام مصاحبه‌ها و ثبت روایت‌های مورد نظر خود به منزل خانواده مراجعه کردند، اما با مخالفت خانواده روبه‌رو شدند و اجازهٔ ورود نیافتند. سرانجام در ۲۲ دی‌ ۱۴۰۴، پیکر ابوالفضل ترک در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. امروز از ابوالفضل، جوانی که تنها چند روز مانده به بیست‌ویکمین سال‌روز تولدش، تنها خاطراتی از مهربانی، لبخندهای صمیمی و عشقش به زندگی در ذهن عزیزانش باقی مانده است. خانواده‌ای که تک‌پسر خود را از دست داد، خواهری که برادرش را برای همیشه بدرقه کرد و دوستانی که هنوز جای خالی او را در میان خود احساس می‌کنند، هر کدام بخشی از یاد او را زنده نگه داشته‌اند؛ یاد جو…

ابوالفضل ترک · دولت آباد، اصلیت ملایر · سرباز · عاشق حیوانات

Read full text here

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.