جاویدنام محمد شاکرمی چگنی؛ فرزند ایل چگنی

Escrito por: راوی خاموش

من از تبار ایل چگنی، اهل روستای چمورت از توابع شهرستان معمولان، نزدیک خرم‌آباد بودم. در واپسین ساعات روز ۳۰ خرداد ۱۳۷۳، تنها یک روز مانده به آغاز تابستان، چشم به جهان گشودم. مدتی بود که نامزد کرده بودم و آرزو داشتم زندگی مشترکم را آغاز کنم و آینده‌ای آرام در کنار کسی که دوستش داشتم، بسازم. اما دی‌ماه، سرنوشت من و بسیاری از مردم سرزمینم را برای همیشه تغییر داد. وقتی فراخوان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه منتشر شد، برای من روشن بود که دیگر نمی‌توان فقط نظاره‌گر بود. باور داشتم برای داشتن زندگی بهتر و حتی برای رسیدن به ابتدایی‌ترین حقوقی که از ما دریغ شده بود، باید ایستاد و تلاش کرد. به همین دلیل در روز ۱۸ دی‌ماه به خیابان آمدم. آن روز در خیابان ناصرخسرو خرم‌آباد حضور داشتم. نیروهای حکومتی به سوی مردم آتش گشودند. گلوله‌ای جنگی به پهلوی راستم اصابت کرد و هنگامی که تلاش می‌کردم از محل دور شوم، ساچمه‌ای نیز به پایم شلیک شد. دیگر توان ادامه دادن نداشتم. مردم شریف و دلسوز مرا به بیمارستان تأمین اجتماعی خرم‌آباد رساندند، اما فضای امنیتی حاکم بر بیمارستان روند درمانم را با اختلال روبه‌رو کرد. خون‌ریزی شدید امانم نداد و سرانجام روز بعد، جانم را از دست دادم. به دلیل شرایط امنیتی، مراسم خاک‌سپاری‌ام با تأخیر و در تاریخ ۲۱ دی‌ماه در زادگاهم، روستای چمورت، برگزار شد. تا پیش از مراسم چهلم، خانواده و نزدیکانم هر روز بر سر مزارم حاضر می‌شدند. خواهرزاده‌هایم که رابطه‌ای صمیمانه با من داشتند، هنوز باور نمی‌کردند که دیگر در کنارشان نیستم و نبودنم غمی سنگین بر دل‌شان گذاشته بود. یکی از تلخ‌ترین و در عین حال زیباترین لحظات، روز عشق، ۱۴ فوریه، رقم خورد؛ روزی که نامزدم بر سر مزارم مرا غافلگیر کرد. چه غافلگیری زیبایی بود... اما ای کاش زنده بودم تا آن لحظه را در کنار او تجربه می‌کردم، نه در سکوت یک سنگ مزار. مراسم چهلمم در روستای چم از توابع شهرستان معمولان برگزار شد. بر فراز مزارم کبوترهای سفید را به نشانه آزادی و صلح به پرواز درآوردند. نوای دف و ساز در فضا پیچید، مردم آواز خواندند، دست زدند و یاد مرا زنده نگه داشتند. روزهای بسیاری از آن روزها گذشته است، اما هنوز خانواده، دوستان، آشنایان و مردم بر سر مزارم می‌آیند و یادم را گرامی می‌دارند. نامم در میان مردم با عنوان جاویدنام زنده مانده است و در فضای مجازی نیز همچنان صدایم می‌کنند؛ نشانه‌ای از این‌که یاد انسان‌هایی که برای آرمان‌هایشان ایستادند، هرگز خاموش نخواهد شد

ایل چگنی · چمورت · خرم آباد · محمد شاکرمی چگنی

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.