جاویدنام آرمین تیموری‌راد

Fallecimiento آرمین تیموری‌راد 18 años en ایران Fardis فردیس

Escrito por: Yavid

قرار بود بهمن‌ماه، برای نخستین‌بار وارد دانشگاه شود. نوزده‌سالگی را تازه آغاز کرده بود و قبولی در رشته‌ی مهندسی برق، آغاز مسیری بود که سال‌ها برایش زحمت کشیده بود. اما هرگز فرصت نکرد حتی یک روز روی نیمکت دانشگاه بنشیند. آرمین تیموری‌راد، جوانی پرتلاش و پرامید بود. در رشته‌ی ریاضی‌فیزیک تحصیل کرده بود و از شانزده‌سالگی، دوشادوش پدرش، امید تیموری‌راد، کار می‌کرد. برق‌کاری را به‌صورت حرفه‌ای آموخته بود و همکار پدرش بود. در درس موفق بود، در ورزش نیز استعداد و پشتکار داشت و اطرافیانش او را جوانی فعال، مسئولیت‌پذیر و سرشار از امید به آینده می‌شناختند. شب نوزدهم دی، او همراه پدر و مادرش در فردیس کرج بودند. خانواده در تهران زندگی می‌کردند، اما آن روز برای دیدار عمویش، امیر تیموری‌راد، به فردیس رفته بودند. ساعت‌ها پیش از فراخوان در خیابان حضور داشتند که ناگهان همه‌چیز تغییر کرد. نیروهای امنیتی به خیابان‌ها هجوم آوردند و تیراندازی آغاز شد. مردم در تلاش بودند خود را از میان گلوله‌ها نجات دهند. در میان آن آشوب، آرمین به آن سوی خیابان دوید. پدر و مادرش نیز بی‌درنگ به دنبال او رفتند؛ تنها می‌خواستند فرزندشان را از میان آن جهنم بیرون ببرند. اما گلوله‌ها زودتر رسیدند. شاهدان روایت می‌کنند که آرمین هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت. تیرها به قلب، ریه، پهلو و شکمش اصابت کردند و او بر زمین افتاد. مادرش نی…

آرمین تیموری‌راد · کرج · فردیس · جاویدنامان کرج

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.