جاویدنام رامین رئیسی

Fallecimiento رامین رئیسی 28 años en ایران Isfahán بهارستان

Escrito por: جاوید

دو ماه بود که گواهینامه رانندگی جرثقیلش را گرفته بود. از آینده حرف می‌زد؛ از کاری که قرار بود به‌زودی به شکل رسمی شروع کند، از روزهایی که قرار بود بعد از سال‌ها انتظار، رنگ ثبات بگیرند. رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، بیست‌وهشت سال بیشتر نداشت و مثل خیلی از هم‌نسلانش، زندگی را هنوز در آینده جست‌وجو می‌کرد. شامگاه ۱۹ دی‌ ۱۴۰۴، از خانه بیرون رفت؛ نه با سنگ، نه با سلاح مثل تمام مردم عادی که آن شب‌ها با دست خالی بیرون رفتند. کیفی از لوازم پزشکی همراهش بود تا اگر کسی در میان ازدحام زخمی شد، بتواند کمکش کند. اما آن شب، خودِ رامین ناپدید شد. از فردای آن شب، خانواده‌اش راهروهای نهادهای مختلف را یکی‌یکی پشت سر گذاشتند. هر دری را زدند، پاسخی تازه شنیدند. جایی گفتند او را به کانون اصلاح و تربیت برده‌اند، جایی دیگر اظهار بی‌اطلاعی کردند و هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا حتی نگهداری او را نپذیرفت. نه روز گذشت؛ نه روزی که هر ساعتش با امیدی تازه آغاز می‌شد و با دست‌های خالی به پایان می‌رسید. پایان جست‌وجو، پایان انتظار نبود؛ پایان امید بود. وقتی پیکر رامین پیدا شد، آن هم در سردخانه، چهار گلوله بر تنش نشسته بود. بر کمرش نیز زخمی دیده می‌شد؛ زخمی که به گفته نزدیکانش، از کشیده شدن پیکر او بر زمین حکایت داشت. ۲۸ دی‌ماه، خانواده پیکر فرزندشان را در میان تهدیدها و تدابیر شدید امنیتی تحویل گرفتند. در…

رامین رئیسی · اصفهان · جاویدنامان اصفهان · بهارستان

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.