محمدحسین جمشیدی؛ جوانی که در سر پل حصار ماند

Fallecimiento محمد حسین جمشیدی 23 años en ایران Karaj پل قلعه حصار

Escrito por: نارینا

محمدحسین جمشیدی، ۲۳ ساله، در هجدهم دی‌‌ماه در محله حصار از کلانتری ۴۸ کرج با شلیک مستقیم از پشت به سر کشته شد. او همراه پنج نفر دیگر هدف قرار گرفت و در همان لحظه زندگی‌اش به پایان رسید. محمدحسین از خانواده‌ای بود که پمپ بنزین داشتند و خودش هم همان‌جا کار می‌کرد. روزها را پشت میز حساب یا در حال کمک به مشتریان می‌گذراند. دبیرستان را تمام کرد اما ادامه تحصیل نداد و ترجیح داد در کار خانوادگی بماند. اصالتاً کرجی و دروانی بود و ساکن عظیمیه. او در میان مردمی زندگی می‌کرد که سال‌ها با زندگی روزمره و فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم کرده بودند. او دو خواهر کوچک‌تر داشت که حالا باید بدون حضور برادر بزرگ‌تر بزرگ شوند. در مراسم خاک‌سپاری جو امنیتی شدیدی اطراف خانواده حاکم بود و هر حرکت‌شان تحت نظر قرار داشت. مراسم خاک‌سپاری در منطقه حصار کرج برگزار شد. شرکت‌کنندگان تابوت او را با ترانه‌های خاطره‌انگیز بدرقه کردند و به‌جای عزاداری سنتی، با دست زدن و شادی نمادین یاد او را گرامی داشتند. یکی از بستگان در سخنرانی‌اش گفت: «گیرم که می‌کشید، با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید؟» این جمله واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت و در شبکه‌های اجتماعی و میان مردم دست به دست شد. محمدحسین جوانی آرام و مهربان بود. دوستانش از او به عنوان پسری یاد می‌کردند که همیشه آماده کمک بود و در جمع، با شوخی‌های ساده‌اش فضا را گرم می‌کرد.…

محمد حسین جمشیدی · سر پل حصار · کرج

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.