جاویدنامان رسول و رضا کدیوریان

Fallecimiento رسول کدیوریان 18 años en ایران Kermanshah

Escrito por: دل‌آرا

جاویدنامان رسول کدیوریان ، جوان ۱۸ ساله و رضا کدیوریان ، جوان ۲۰ ساله، دو برادر اهل کرمانشاه بودند؛ از محله‌ی جعفرآباد، خیابان ارتش. دو جوان با فاصله‌ی تنها دو سال از یک‌دیگر؛ با خنده‌هایی که لابد بسیار شبیه هم بوده، با خاطراتی که از کودکی در کنار هم ساخته بودند، با دعواهای کوتاه و آشتی‌های زودگذرِ برادرانه و با رؤیاهایی که هرکدام برای آینده‌ی خود در سر می‌پروراندند. شامگاه ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ ، گلوله‌های جنگی زندگی این دو برادر را نشانه رفت. رسول پس از انتقال به بیمارستان طالقانی، همان‌جا چشم از جهان فروبست. رضا اما هنوز نفس می‌کشید. او را به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل کردند؛ جایی که با امیدی باریک و لرزان، یک شب دیگر با مرگ جنگید اما این نبرد نیز دوام نیاورد. شامگاه ۱۴ دی‌ماه ، او نیز رفت. فاصله‌ی رفتن دو برادر، تنها یک روز بود؛ اما فاصله‌ای که میان‌شان افتاد، حالا به اندازه‌ی یک ابدیت است. اما دردِ این ماجرا همان‌جا پایان نیافت. برای تحویل پیکرها، خانواده را زیر فشار قرار دادند. از آنان خواستند حقیقت را تغییر دهند؛ روایت را عوض کنند؛ نام و سرنوشت فرزندشان را به شکلی دیگر بازگو کنند. گفته شد باید اعلام شود که رسول «بسیجی حکومتی» بوده و «اراذل و اوباش» او را کشته‌اند. اندکی بعد، برای تحویل پیکر هر دو برادر، مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان مطالبه شد؛ گویی مرگ نیز بهایی داشت، گویی اندوه را می‌شد با…

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.