پرهام عاصی لالهدشتی؛ دستهايى كه از خامى شكل مىساختند
Fallecimiento پرهام عاصی لالهدشتی 21 años en ایران Teherán شهرک ولیعصر
Escrito por: سایه
بوی تراشههای چوب بارانخورده عطر همیشگی دستان پرهام عاصی لالهدشتی بود. او متولد اسفند ۱۳۸۳ بود؛ اسفند، ماه پایان سرما و آغاز رویش. زندگی را در رگهای خشکیدهی چوبها جاری میکرد. دانشجو بود و هنرمند؛ از تکههای بیجان درختان، سازههایی ظریف و ماندگار میساخت که صبر، خلاقیت و روح زیبای او را بازتاب میدادند. دستانی که به آفرینش و آبادانی خو گرفته بودند و نگاهی که آینده را روشن، آزاد و پر از امید میدید. اما شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همهچیز در محلهی شهرک ولیعصر تهران تغییر کرد. شهر سراپا فریاد بود و بغضهای فروخوردهی یک نسل به خیابانها سرریز شده بود. پرهام نیز مانند هزاران جوان دیگر با رؤیای شنیده شدن صدای آزادی و فرداهایی بهتر، پا به پیادهروهای پرهیاهو گذاشت. او نیامده بود که ویران کند؛ آمده بود تا سهمی در ساختن دوبارهی میهنش داشته باشد. در میان شلوغی و دود، ناگهان صدای شلیک، زمان را متوقف کرد. گلولهی جنگی تکتیرانداز، پهلوی او را شکافت. تیر به عمق جانش نشست و تمام روده و طحالش را به شدت مجروح کرد. آنجا در آستانهی پاییز زودرس زندگی، شجاعت بینظیر پرهام نمایان شد. با وجود خونریزی شدید و دردی که تمام تنش را به آتش کشیده بود، تسلیم نشد. دولادولا، با تکیه بر دیوارهای سرد خیابان، خودش را به تنهایی به کنار جاده رساند. برای ماشینهای عبوری دست تکان داد و غریبانه و بیآنکه باری بر د…
پرهام عاصی لاله دشتی · دانشجو · تهران