عرشیا رضایی
Fallecimiento عرشیا رضایی 22 años en ایران Karaj فردیس
Escrito por: دومان
عرشیا دانشجوی مهندسی کامپیوتر بود؛ از همان نسل جوانی که آیندهاش را با کدها، رویاها و امیدهای ناتمام مینوشت. او تنها نبود. در خانهای بزرگ شده بود که خندههایش با خندههای دو نفر دیگر گره خورده بود؛ خواهر و برادری که همراهش سهقلو بودند. زندگی برایشان از همان ابتدا آسان نبود؛ پدر را در سهسالگی از دست داده بودند و سایه نبودنش، زودتر از همیشه بر کودکیشان افتاده بود. با اینهمه، زندگی ادامه داشت. تا روز نوزدهم دیماه. در آن روزهای دی ۱۴۰۴، فردیس صحنه درگیری و حضور گسترده نیروها بود؛ روزهایی که هر تجمع کوچک میتوانست به حادثهای بزرگ ختم شود. در چنین فضایی، عرشیا نیز در میان جمعیتی بود که خواسته یا ناخواسته، در دل بحرانی بزرگتر قرار گرفته بودند. براساس گزارشهای منتشرشده در منابع دانشجویی، در آن روز، فردیس کرج صحنه اعتراضات و حضور نیروهای حکومتی بود. در میان این التهاب و هیاهو، گلولهای به سر عرشیا اصابت کرد و زندگیاش را در همان لحظه متوقف کرد. روایتها میگویند او هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. عرشیا از همان جوانهایی بود که زندگیشان را برای آزادی فدا کردند؛ یک دانشجوی ۲۲ ساله، با آیندهای که هنوز آغاز نشده بود. پس از آن روز، خانهشان در سکوتی سنگین فرو رفت. خانوادهاش روزها و شبها در جستوجوی او بودند؛ بیخبر، نگران و امیدوار. بیش از یک هفته گذشت، تا اینکه تماسی برقرار شد؛ تماسی…
عرشیا رضایی · کرج