جاویدنام مانی شفیعی؛ دانشجوی حسابداری

Fallecimiento مانی شفیعی 18 años en ایران Teherán قائمیه اسلامشهر

Escrito por: رودابه

مانی شفیعی، ۱۸ ساله و دانشجوی حسابداری، یکی از صدها جوانی بود که در دی‌ماه ۱۴۰۴ در اسلامشهر جان خود را از دست داد. او در خانواده‌ای چهار نفره زندگی می‌کرد؛ خانواده‌ای که امروز تنها مادر و دختر از آن باقی مانده‌اند. عصر ۱۹ دی، مانی در خانه‌ی مادربزرگش در شهرک قائمیه اسلامشهر بود. صدای شلیک‌ها از خیابان‌ها به گوش می‌رسید. پدرش، مهدی شفیعی، برای پیوستن به تجمعات از خانه خارج شده بود و مانی با شنیدن صدای تیراندازی‌ها بی‌قرار شد. چند بار از پنجره بیرون را نگاه کرد و سرانجام، با وجود تلاش مادربزرگ برای نگه‌داشتنش، نگران و مضطرب از خانه بیرون رفت تا پدرش را پیدا کند. همان لحظاتی که مانی قدم به کوچه گذاشت، پدرش چند خیابان آن‌طرف‌تر با شلیک مستقیم گلوله‌ی جنگی به قلبش کشته شده بود؛ اما هیچ‌کدام از سرنوشت دیگری خبر نداشتند. مانی هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود و از درب منزل جدا نشده بود که گلوله‌ای از سلاحی دوربرد به پهلویش اصابت کرد. او روی زمین افتاد و مادربزرگ خود را به او رساند؛ اما مانی در آغوش او جان سپرد. پیکر پدر و پسر هر دو به کهریزک منتقل شد. صبح روز بعد، شانزده نفر از بستگان نزدیک خانواده راهی کهریزک شدند تا پیکر مانی و مهدی را پیدا کنند. ساعت‌ها میان ردیف‌های طولانی کیسه‌های سیاه جست‌وجو کردند و یکی‌یکی زیپ‌ها را پایین کشیدند. شماره‌ی یکی از پیکرها «سیزده‌هزار و اندی» بود و دیگری…

مانی شفیعی · دانشجو · اسلامشهر

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.