جاویدنام مصطفی جعفری فشارکی
Fallecimiento مصطفی جعفری فشارکی 37 años en ایران Teherán هفت حوض
Escrito por: کتایون
من مصطفی جعفری فشارکی هستم، نزدیکانم مرا نیما صدا میکردند. سیوهفت سال داشتم، متأهل بودم و در تهران زندگی میکردم. مدرک کارشناسی داشتم و مدیرعامل یک شرکت خصوصی ساختمانی بودم. دوست داشتم بسازم و حاصل تلاشم را در خانههایی ببینم که زندگی در آنها جریان دارد. آرزویم این بود که روزی بزرگترین شرکت ساختمانی ایران را داشته باشم، و برای این هر روز تلاش میکردم. علاقه داشتم دوستان و اقوام را دور هم جمع کنم، با آنها به سفر برویم و یا در گوشهای زیبا در دنیا کمپ بزنیم. ورزش میکردم، عاشق فوتبال و تیم استقلال بودم. نزدیکانم مرا با خندههایم به یاد میآورند؛ با مهربانی و معرفت، با شوقی که برای کنار هم بودن داشتم. دلم میخواست خوشی را با آدمهایی که دوستشان داشتم قسمت کنم. ایران هم بخشی از همین دوستداشتن بود. دغدغهی وطن و آزادیاش را داشتم؛ آرزو داشتم در سرزمین خودمان بتوانیم آزاد و امیدوار زندگی کنیم، کار کنیم و آیندهای روشن را ببینیم. ولی ما در حکومتی کثیف و دیکتاتوری گرفتار شده بودیم. راه پیشرفت برای اکثر مردم بسته به نظر میرسید. زمستان ۱۴۰۴ اوج نارضایتی مردم بود. گرانی و تورم زندگی را بیش از پیش برای مردم سخت کرده بود. در اکثر شهرهای کشور اعتصابات بازار و اعتراضات خیابانی شروع شده بود. به دلیل حمایت مردم از شاهزاده رضا پهلوی، فراخوانی از طرف او آمده بود. او برای هجدهم و نوزدهم دیماه…
مصطفی جعفری فشارکی · هفت حوض · فشارک اصفهان · مهندس