جاویدنام عباس اکبری فیض‌ابادی؛ زیر سایه‌ی دار، آینده‌ای ناتمام ماند

convertirse en Ejecución عباس اکبری فیض‌آبادی 19 años en ایران Naín فیض آباد

Escrito por: روشنا

بامداد چهارم خرداد، وقتی اذان از فراز بام‌های نائین برمی‌خیزد، کوچه‌ها، یکی‌یکی، از خواب فاصله می‌گیرند. در همان ساعت، پشت دیوارهای زندان نائین، زندگی عباس اکبری فیض‌آبادی به پایان می‌رسد. شهر بیدار می‌شود و مسیر همیشگی‌اش را ادامه می‌دهد، اما در حیاط زندان، آینده‌ای ناتمام می‌ماند. هیچ‌چیز نشان نمی‌دهد که در آن سوی دیوارها، جوانی از ادامه‌ی راه بازمانده است. رسانه‌های حکومتی عباس را از پیشگامان اعتراضات معرفی می‌کنند؛ عنوانی که بر پرونده‌اش می‌نشیند، بی‌آنکه مسیر بازداشت تا صدور حکم اعدام را روشن کند. جزئیات بازداشت، دادگاه و روند رسیدگی قضایی او همچنان پشت پرده می‌ماند و حقیقت، میان چند سطر منتشرشده و سکوتی طولانی، بی‌پاسخ رها می‌شود. اعضای خانواده نیز زیر فشارهای امنیتی قرار می‌گیرند و از آن‌ها می‌خواهند درباره‌ی پرونده حرفی نزنند. سکوت دیگر انتخابی شخصی نیست؛ فشاری است که از بیرون بر زندگی‌شان تحمیل می‌شود و از دیوارهای زندان عبور می‌کند تا به خانه برسد. در خانه‌ای که تا پیش از این چشم‌به‌راه بازگشت عباس بودند، حالا حتی گفتن نامش هم با هراس همراه می‌شود. عباس ساده و بی‌هیاهو زندگی می‌کرد؛ با دست‌هایی که زودتر از سنش سختی را شناخته بودند. می‌خواست به زندگی‌ای عادی برسد و شادی‌های کوچکی به خانه بیاورد؛ خانه‌ای کوچک در نائین که با نفس‌های پدر و مادرش گرم بود. نمی‌خواست باری بر دوش…

عباس اکبری فیض‌آبادی · نایین · اعدام

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.