جاویدنام امیر غلامی؛ امشب شب شرافته

Fallecimiento امیر غلامی 37 años en ایران Escena قاسم‌آباد

Escrito por: آناهیتا

شب هجدهم دی‌ماه، وقتی امیر می‌خواست از خانه بیرون برود، همه به او گفتند: «نرو امیر، خطرناکه! امشب بیرون نرو!» اما امیر با همان آرامش همیشگی‌اش گفت: «امشب شب شرافته.» و به خیابان رفت… شب هجدهم دی‌ماه، نقطه‌ی عطف زندگی امیر بود؛ مردی که تنها ۳۷ سال زندگی کرد. پیش از آن شب، کسانی که او را می‌شناختند، از خوش‌قلبی و جسارتش می‌گفتند. او تکیه‌گاه عاطفی خانواده و تنها نان‌آور خانه بود؛ پدری که تمام تلاشش را می‌کرد تا تنها پسرش در رفاه زندگی کند. او برادری دلسوز و داییِ شوخ‌طبعی برای خواهرزاده‌اش بود؛ آن‌قدر که پس از شب هجدهم دی‌ماه، خاطرات خانواده از محبت‌ها و شوخ‌طبعی‌هایش، مثل نقل‌ونبات در فضای مجازی می‌چرخد. اما مهربانی و فداکاری او در شب ۱۸دی برای هموطنانش طوری دیگر بود. شب هجدهم دی‌ماه، او در یکی از خیابان‌های منطقه‌ی قاسم‌آباد مشهد، در کنار دیگر معترضان حضور داشت. طبق گزارش‌های افشاشده از پزشکی قانونی، هنگامی که در حال کمک به معترضان بود، از پشت هدف گلوله‌های جنگی قرار گرفت؛ گلوله‌هایی که به ناحیه‌ی قلب و قفسه‌ی سینه‌اش اصابت کردند. او در دم جان باخت و با رفتنش، خانواده‌اش در سیاهیِ سوگ او فرو رفتند. خانواده‌ی امیر چهار روز پیاپی برای پیدا کردنش، در بیمارستان‌ها، اداره‌ی پلیس و… به جست‌وجو پرداختند. در تمام این مدت، نهادهای امنیتی از ارائه‌ی پاسخی روشن به خانواده امتناع می‌کردند و ای…

امیر غلامی · مشهد · قاسم‌آباد

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.