جاویدنام آراز (ارسطو) سلیمیان

Fallecimiento آراز (ارسطو) سلیمیان 27 años en ایران Chalus

Escrito por: راوی جاویدنامان

آراز سلیمیان از آن جوان‌هایی بود که زندگی را آرام، بی‌هیاهو و با وقاری درونی پیش می‌برد؛ انسانی که اگرچه بعدها نامش در میان فهرست جان‌باختگان دی‌ماه ثبت شد، اما خودش هرگز به دنبال دیده‌ شدن نبود. او از جنس کسانی بود که حضورشان بی‌سروصداست، اما نبودن‌شان خلأیی عمیق به‌جا می‌گذارد. آراز، جوانی ۲۷ ساله و اهل چالوس که زندگی‌اش را با کار، دوستی و مسئولیت‌پذیری و بی‌ادعا پیش می‌برد. دوستانش می‌گفتند از آن آدم‌هایی بود که بیشتر می‌شنید تا حرف بزند اما وقتی حرف می‌زد، کلماتش وزن داشت؛ انگار از جایی عمیق درونش می‌آمد. نه اهل شعار بود و نه نمایش، اما در بزنگاه‌ها سکوت را انتخاب نمی‌کرد. بر اساس گزارش‌ها، آراز در کنار زندگی روزمره‌اش، دانشجوی رشته‌ی حقوق بود و هم‌زمان برای تأمین استقلال مالی خود به‌عنوان آرایشگر کار می‌کرد. زمستان ۱۴۰۴، زمستانی معمولی نبود. خیابان‌ها پر از صداهایی شده بودند که از درد، خشم و امید می‌آمدند؛ صداهایی که نمی‌خواستند خاموش بمانند. آراز هم یکی از همان صداها بود. نه برای هیجان و نه از سر ماجراجویی؛ بلکه از حس مسئولیتی که در وجودش ریشه داشت. او باور داشت سکوت در برابر بی‌عدالتی، خودش نوعی همراهی با آن است. در ۱۸ دی‌ماه، روزی که بسیاری از شهرهای ایران شاهد سرکوب شدید بودند، آراز نیز در میان مردم ایستاده بود. همان روز، در جریان اعتراضات، او هنگام کمک به زنی که گلوله خور…

آراز سلیمیان · ارسطو · چالوس

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.