جاویدنام امیرحسین ایزدی طامه؛ شهر من، من به تو میاندیشم
Fallecimiento امیرحسین ایزدی طامه 20 años en ایران Teherán شهرک ولیعصر
Escrito por: سروا
تنها یار و پناه مادر و رفیقِ روزهای تلخ و شیرین دوستانش. امیرحسین ایزدی طامه، جوانی ۲۰ ساله، سرشار از شور و شوق زندگی، ورزشکاری پرتلاش، مصمم و لبریز از آرزوهای روشن و زیبا بود. شور جوانیاش را در زمین فوتبال و جادههای موتورسواری زندگی میکرد؛ جوانی پرانرژی که زندگی را با تمام زیباییهایش دوست داشت. عاشق ترانههای سیاوش قمیشی بود و موسیقی نیز مانند فوتبال و موتورسواری، بخشی از دنیای پرشور او را میساخت. از همان دوران نوجوانی، آستینِ همت بالا زد و با تکیه بر دستهای خودش کار کرد تا روی پای خود بایستد. او تنها فرزند خانواده بود؛ تمام امید و روشنی چشمهای مادری که این روزها در آتش بیتابی و دلتنگی میسوزد و هر لحظه با خاطرات شیرین فرزندش نفس میکشد. مادری که تمام دنیایش در وجود امیرحسین خلاصه میشد و حالا با کولهباری از اندوه سنگین، داغدار تکدردانهی خویش است. او در آستانهی طلوع بهترین سالهای عمرش ایستاده بود و آینده، فرصتهای بسیار به او بدهکار بود. روزگار چشمانتظار شادابی، موفقیتها و آیندهی درخشانش بود، اما امیرحسین راهی بزرگتر را انتخاب کرد؛ او با قلبی سرشار از عشق به مردم و میهن، برای رهایی، حقطلبی و آرمان سپید آزادی قدم در این راه گذاشت. اعتراضات و اعتصابات پراکندهای که در دیماه ۱۴۰۴ سراسر ایران را در برگرفته بود، در هجدهم و نوزدهم این ماه به نقطهی عطف خود رسید. در…
فوتبالیست · امیرحسین ایزدی طامه · تهران · شهرک ولیعصر