روایت جاویدنام فاطمه پورصادقی؛ معلمِ گیلک

Fallecimiento فاطمه پورصادقی 32 años en ایران Rudbar

Escrito por: کهن

جاویدنام فاطمه پورصادقی، شهروند ۳۲ ساله‌ی گیلک، معلم پایه‌ی چهارم دبستان و مادر یک پسر ۸ ساله بود. فاطمه زاده و اهل رودبار و ساکن رشت بود. او در شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان رضا پهلوی، به اعتراضات مردمی و انقلاب ایرانیان در خیابان‌های رشت پیوست. او کمی پس از آغاز جنبش مردمی، در یکی از کوچه‌های خیابان فرهنگِ شهر رشت، به همراه چند معترض دیگر مورد محاصره‌ی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت. مزدوران با گلوله‌ی جنگی آنان را هدف گرفتند و یک گلوله به صورت مستقیم به قلب این قهرمانِ وطن برخورد کرد. به نوشته‌ی خبرگزاری‌ها، پیش از آن‌که او را به بیمارستان برسانند، جانِ عزیزش را فدای ایران کرد. شخصی مطلع این‌گونه گفته است: «پیکرش را تحویل نمی‌دادند. حتی می‌گفتند باید اعلام کنید بسیجی بوده است. کلی تعهد و امضا از خانواده‌اش گرفتند، اما خانواده اجازه ندادند او را بسیجی اعلام کنند. در نهایت با وساطت یکی از آشنایانشان که در نیروهای مسلح بود، پیکر را تحویل دادند.» این شخص در جایی دیگر نیز نوشته است: «فاطمه خودش خیلی شجاع و نترس بود؛ کلاً روحیه‌ای جنگنده و قوی داشت. فاطمه واقعاً فرشته بود. نه فقط به این دلیل که حالا کشته شده است؛ از چهره‌اش مهربانی و معصومیتش پیدا بود.» پیکر این جاویدنام در شهر زادگاهش رودبار و تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد. به حاضران حتی اجازه‌ی فیلم‌برداری…

فاطمه پورصادقی، گیلان، رشت،. ودبار

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.