جاویدنام فریبا باباجانی؛ رفت تا سرنوشت ایران تغییر کند
Fallecimiento فریبا باباجانی 63 años en ایران Babilonia
Escrito por: پریا
فریبا باباجانی، اصالتاً اهل بابل و ساکن گرگان؛ زنی خوشرو و خوشقلب که برای اطرافیانش نماد عشق و لبخندِ زندگی بود. او همسرش را از دست داده و فرزندی نداشت، اما برای خانوادهاش همچون مادری دلسوز و تکیهگاهی استوار بود. اما مهر فریبا تنها به دایرهی خانواده محدود نمیشد. او برای آیندهی سرزمینش نیز آرزوهایی داشت؛ چشمانتظار روزی بود که ایران روی دیگری از زندگی را تجربه کند، روزی که مردمش بتوانند آزادانهتر نفس بکشند و سرنوشت خود را به دست بگیرند. با فرارسیدن دیماه ۱۴۰۴، هنگامی که خیابانهای ایران بار دیگر به میدان اعتراض و رویارویی مردم با جمهوری اسلامی تبدیل شدند، فریبا نیز تصمیمش را گرفت. برای حضور در تظاهرات هجدهم و نوزدهم دیماه، به خانهی بستگانش در بابل سفر کرد. هجدهم دیماه، در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، جمعیت بزرگی به خیابانها آمد. فریبا نیز در میان مردمی بود که با امید به تغییر، قدم به خیابان گذاشته بودند. او میدانست که این حضور میتواند خطرناک باشد؛ بااینحال، رؤیای ایران آزاد، نهفقط برای خودش، بلکه برای نسلهای آینده، او را به میان جمعیت کشاند. آن شب، حدود ساعت هشت تا نه، صدای شلیک گلولههای جنگی در خیابانها پیچید. سرکوبگران جمهوری اسلامی بهسوی مردم شلیک میکردند و در آن میان، گلولهای به پهلوی چپ فریبا اصابت کرد و او را بر زمین انداخت. جراحتش شدید بود؛ رودههایش…
فریبا باباجانی · نراتا · بابل · ۱۹دی