جاویدنام مرتضی حداد شالکوهی، تمپونواز عاشق

Fallecimiento مرتضی حداد شالکوهی 46 años en ایران Rasht داناعلی

Escrito por: ونوشه

مرتضی حداد شالکوهی، چهل‌وشش ساله و زاده‌ی رشت عزیز بود. نتیجه‌ی بیست‌وپنج سال زندگی عاشقانه‌ی او و همسرش پسری بیست‌ویک‌ساله و دختری پانزده‌ساله بود. مرتضی پدر و مادرش را از دست داده بود. او عاشق همسر و دو فرزندش بود، و پست‌های اینستاگرامی او و همسرش تصویرگر مردی خانواده‌دوست است. مرتضی نانوا بود و به همسرش هم نان پختن یاد می‌داد. به او می‌گفت: «بیا فقط بمون نگاه کن. اونجوری خسته نمی‌شم.» بعد از کار با هم به جنگل و رودخانه می‌رفتند تا خستگی کار از تنشان در برود. تمپو می‌نواخت. عاشق طبیعت بود. ماهیگیری می‌کرد و هوادار سرسخت استقلال بود. در صفحه‌ی اینستاگرامش چندین عکس از او و همسر و پسرش در تی‌شرت‌های آبی استقلال و روی سکوهای استادیوم وجود دارد. در اولین پست اینستاگرامش عکسی از خودش در تی‌شرت آبی استقلال گذاشت و زیرش نوشت: «تا ابد استقلالی‌ام.» به گفته‌ی شاهدان، در ۱۹ دی، مرتضی همسر و دختر و پسرش را بوسید. آماده‌ی رفتن بود. تصمیمش را هم گرفته بود که تنها برود. می‌خواست که اگر اتفاقی برایش افتاد، همسرش بالای سر بچه‌ها، به‌خصوص دخترشان که مبتلا به اوتیسم بود، باشد. در پاسخ همسرش که از او خواسته بود نرود، مرتضی همان جمله‌ای را گفت که بسیاری دیگر در آن دو شب تاریخی به زبان آوردند: «من نرم، اون نره، تو نری، پس کی بره؟ داریم زیر بار مشکلات خفه می‌شیم. من چی‌ام از یک دختر ۱۴، ۱۵ ساله که تو…

دیماه · رشت · مرتضی حداد شالکوهی · نانوا

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.