جاویدنام مهراد صادقی؛ انیماتوری که فرصت جان دادن به رؤیاهایش را پیدا نکرد
Fallecimiento مهراد صادقی 17 años en ایران Isfahán
Escrito por: دلآرا
مهراد صادقی ، متولد ۲۵ آبان ۱۳۸۶ ، هفدهساله، دانشآموز هنرستان بود؛ رشتهی انیمیشن میخواند و با دستانی خلاق، قرار بود شخصیت خلق کند، قصه بگوید و جهان بسازد. زندگیاش مسیر داشت، برنامه داشت و آیندهای که خودش میخواست بسازد. مهراد عاشق هنر، تئاتر و بازیهای خلاقانه بود؛ نوجوانیاش را با خنده، هیجان و رفاقت زندگی میکرد. دوستانش میگویند مودب، آرام و مهربان بود؛ اما در دل همین آرامش، شجاعتی وجود داشت که سکوت نمیکرد. او در صفحهی شخصیاش نوشته بود: «هر روز میسازم، هر روز یاد میگیرم، هر روز برای فردای بهتر تلاش میکنم.» اما شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ، در اصفهان، خیابان ملکشهر، گلولهای جنگی پهلویش را شکافت . اتهامش چه بود؟ خواستنِ یک زندگی عادی. خواستنِ نفس کشیدن، یاد گرفتن و خلق کردن. خانوادهی مهراد پس از دو روز جستوجو، پیکر او را یافتند و با فشار نیروهای امنیتی مجبور شدند مراسم خاکسپاری را در سکوت و مخفیانه برگزار کنند. پس از انتشار خبر، صفحهی شخصی او به کنترل عوامل حکومتی درآمد و نوشتند: «حادثهی پیشآمده بر اثر تصادف بوده است. خانواده بهشدت داغدارند، لطفاً حاشیهسازی نکنید.» دوستان و نزدیکانش این روایت را تکذیب کردند و گفتند این اعتراف، تحت تهدید و فشار شدید علیه خانواده بوده است. مهراد از آن نوجوانهایی بود که خانه با صدایش زنده بود. حالا خانهای مانده و سکوتی که به سختی ش…