جاویدنام مسعود سهامی

Fallecimiento مسعود سهامی 29 años en ایران Islamabad-e Gharb

Escrito por: مهرشید

مسعود سهامی ۲۹ سال داشت و اهل اسلام‌آباد غرب، شاباد، در استان کرمانشاه بود. فرزند اول خانواده بود و یک خواهر و دو برادر کوچک‌تر داشت. در یک مغازه تعویض‌روغنی کار می‌کرد و با درآمد همان کار، بخش مهمی از بار زندگی خانواده را به دوش می‌کشید. برای خواهر و برادرهایش تکیه‌گاه بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت: «از هیچی نترسین، خودم پشتتونم.» مسعود به ورزش علاقه داشت و بدن ورزیده‌اش هم نشان از سال‌ها فعالیت ورزشی داشت. در برخی نوشته‌ها از او با عنوان «پهلوان» یاد شده است؛ لقبی که در کنار علاقه‌اش به ورزش، با آن‌چه از رفتار و شخصیتش روایت شده نیز هم‌خوانی داشت. او را جوانی مهربان، خوش‌قلب، خانواده‌دوست و اهل رفاقت به یاد می‌آورند؛ کسی که کار می‌کرد و مسئولیت خانواده‌اش را جدی گرفته بود. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، هم‌زمان با اعتراضات مردمی در اسلام‌آباد غرب، مسعود نیز در خیابان بود. بر اساس روایت‌های منتشرشده، در میان درگیری‌ها، دختری گرفتار نیروهای سرکوب‌گر شده بود و مسعود برای نجات او پیش رفت. در همان لحظات، از پشت و از ناحیه‌ی کمر هدف گلوله قرار گرفت. اصابت گلوله آسیب شدیدی به او وارد کرد و بنا بر گزارش‌ها باعث قطع نخاعش شد. پس از مجروح‌شدن، مسعود را در پتو پیچیدند و ابتدا به خانه بردند. حدود یک ساعت بعد او را به بیمارستان رساندند و تحت عمل جراحی قرار گرفت. وضعیتش وخیم بود. مسعودی که همیشه به…

مسعود سهامی · اسلام‌آباد غرب · شاباد

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.