جاویدنام احمد هاشمی؛ آجی خیالت راحت، من در بغل مامانم

Fallecimiento سید احمد هاشمی 24 años en ایران Tiendas نیم ور

Escrito por: آناهیتا

جاویدنام احمد هاشمی ، جوانی ۲۴ ساله، در ۱۹ بهمن‌ماه سال ۱۳۷۹ در شهر نیم‌ور محلات چشم به جهان گشود. احمد در میان دوستان و نزدیکانش به خوش‌خنده‌بودن، مهربانی و خوش‌قلبی شناخته می‌شد. چند سالی بود که مادرش را از دست داده بود؛ فقدانی سنگین که با وجود تلخی آن، احمد همچنان به زندگی ادامه می‌داد و راه خود را پیش می‌گرفت. احمد عاشق موتورسواری بود. به‌تازگی موتوری سبزرنگ تهیه کرده بود و با شوق جوانی در خیابان‌ها با آن می‌گشت. در کنار این شور و هیجان، در ماه‌های محرم و صفر نیز همراه دوستانش در مراسم عاشورا و تاسوعا شرکت می‌کرد. او به حضرت اباعبدالله الحسین عشق می‌ورزید و هر سال بخشی از کارهای مربوط به این مراسم را بر عهده می‌گرفت. احمد که به خدمت به ایران علاقه داشت، برای فراگیری فنون اولیه نظامی راهی خدمت سربازی شد و دوران سربازی خود را در ارتش جمهوری اسلامی سپری کرد. دوستان و نزدیکانش او را جوانی نجیب، بی‌باک و وفادار به آرمان‌های ملی توصیف می‌کردند؛ جوانی که آرزوی زندگی در ایرانی آزاد و سربلند را در سر داشت. احمد به سلسله‌ی پهلوی نیز علاقه داشت و تصویری از رضاشاه، محمدرضاشاه و شاهزاده رضا پهلوی را در فضای مجازی منتشر کرده بود. این علاقه و باورهای سیاسی سبب شد که او در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، به خیابان برود؛ با این امید که ایران روزی دوباره به آزادی و سربلن…

سید احمد هاشمی · نیم ور محلات

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.