جاویدنام میثاق علیدوست؛ رَپِر گیلک

Fallecimiento میثاق علیدوست 32 años en ایران Kia Shahr

Escrito por: کهن

«من هنوز امیدوارم که مرگ تو دروغ باشد.» از هجدهم دی‌ماه تا امروز، هر روز خودش را به مزار پسرش می‌رساند. کنار سنگی که نام و تصویر جگرگوشه‌اش بر آن نقش بسته، می‌نشیند. آرام با کف دست روی سنگ می‌زند. اشک‌هایش بی‌وقفه روی صورتش می‌لغزند و میان گریه و ناله‌ای که گاه به فریاد بدل می‌شود، از دلتنگی و جای خالی‌اش می‌گوید. از همان شبی که او رفت و زندگی برایش تمام شد. با دستمالی، آرام، حروف نام را روی سنگ پاک می‌کند و به گیلکی قربان صدقه‌ی عزیز از دست رفته‌اش می‌رود. کمی بالاتر زیر عکس میثاق این نوشته دیده می‌شود: اینجا ریشه‌ی زندگی ما آرمیده است... میثاق علیدوست جوان گیلک ۳۲ ساله، یکی از سه پسر متین و سیاوش، زاده و ساکن بندر کیاشهر بود. تا مقطع دیپلم درس خوانده بود و در نزدیکی خانه، مغازه‌ی کوچکی داشت؛ یک فست‌فود که با عشق چراغش را روشن می‌کرد و با لبخندی بزرگ به غریبه و آشنا خوش‌آمد می‌گفت. او را با گذشت و خوش قلبی‌اش و لبخندی که همیشه بر چهره داشت می‌شناختند. پیر و جوان، همه دوستش داشتند. میثاق عاشق موسیقی رپ بود و چند ترانه‌ی رپ نیز از او به یادگار مانده است. همین علاقه به ترانه‌‌های اعتراضی و اجتماعی، نشانگر روحیه‌ی آزادی‌خواهش بود و دلیلی بر حضور یافتنش میان جمعیت معترض آن شب‌های ایران. شب هجدهم دی‌ماه، او نیز در جریان تجمع اعتراضی مردم که در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، شکل گرفته بود…

میثاق علیدوست · گیلان · بندر کیاشهر · رپر

Leer el texto completo aquí

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.