جاویدنام فرید رمضانی؛ تاجی بر انگشت، گلوله‌ای دیگر

جان باختن فرید رمضانی هشجین 31 ساله در ایران تهران دریاچه

نویسنده: مهرشید

فرید رمضانی، متولد ۲۳ شهریور ۱۳۷۳، جوانی بود که اطرافیانش او را مهربان، زحمتکش و پر از شور زندگی توصیف می‌کنند. مانند بسیاری از هم‌نسلانش، به آینده فکر می‌کرد و برای آن برنامه داشت. دوست داشت ازدواج کند و زندگی آرامی را که حق هر انسانی است، برای خودش بسازد؛ زندگی‌ای در امنیت، آرامش و آزادی. در ویدئوهایی که از او به جا مانده، کمتر می‌توان فرید را بی‌لبخند دید. از آن آدم‌هایی بود که دوست داشت دیگران را بخنداند. گاهی بطری آب، تلفن همراه یا هر وسیله دیگری را مثل میکروفون دست می‌گرفت، ادای خواننده‌ها را درمی‌آورد و با آواز خواندن و شوخی، جمع را سرگرم می‌کرد. در ویدئوهای دیگری نیز او را در کنار کودکان خانواده می‌بینیم؛ آن‌ها را در آغوش گرفته، با آن‌ها بازی می‌کند و با صمیمیتی که در رفتارهایش پیداست، لحظه‌های خوشی برایشان می‌سازد. شامگاه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، فرید همراه چند نفر از دوستانش برای شرکت در اعتراضات مردمی به محله دریاچه تهران رفت. براساس روایت یکی از شاهدان عینی که در همان لحظه کنار او حضور داشت؛ حوالی ساعت ۲۲، فرید با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی مجروح شد و بر زمین افتاد. دقایقی بعد نیز هنگامی که مأموران به او رسیدند، با شلیک تیر خلاص به پیشانی‌اش جانش را گرفتند. به گفته همان شاهد، مأموران پس از جان‌باختن فرید، تلفن‌همراه و گردنبندش را برداشتند. او همچنین روایت کرده است که فرید روی انگشت…

فرید رمضانی · تهران · اردبیل

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.