محمدپارسا امینی؛ گلوله‌ای بر کمرگاه همبستگی

جان باختن محمدپارسا امینی 17 ساله در ایران کرج فردیس

نویسنده: یاسمن سجادی

محمدپارسا امینی، متولد 5 آذر 1387، تک‌پسر خانواده و برادر دو خواهر بود. خانواده و نزدیکانش او را نوجوانی مستقل، خانواده‌دوست، شجاع، مهربان و حساس به رنج دیگران توصیف می‌کنند. او به‌عنوان تک‌پسر خانواده‌ای با وضعیت اقتصادی باثبات، این امکان را داشت که در آسودگی متکی بر رفاه خانوادگی زندگی کند، اما انتخاب او استقلال مالی بود. ساعت 5 صبح، راهی شرکت بیز می‌شد و تا بعدازظهر کار می‌کرد. خانواده بارها به او گفته بودند ضرورتی برای کار کردن ندارد، اما او ترجیح می‌داد درآمد خود را داشته باشد و همواره با قاطعیت می‌گفت: می‌خواهم روی پای خودم بایستم و مستقل باشم. آخرین حقوق ماهانه او پس از نوزدهم دی‌ماه به حسابش واریز شد؛ دستمزدی که هرگز فرصت استفاده از آن برای پارسا فراهم نشد. طریق برخورد پارسا با نابرابری‌های جامعه، فراتر از همدلی و همدردی بود. او پیوندی عمیق با کودکان کار داشت، پای صحبت‌هایشان می‌نشست و از آن‌ها حمایت می‌کرد. براساس آن‌چه پارسا برای خانواده و نزدیکان خود روایت کرده بود؛ با یکی از این کودکان ارتباط نزدیکی داشت و هر روز پس از پایان کار و در مسیر بازگشت به خانه، برای او خوراکی می‌خرید. خانواده هیچ‌وقت نتوانستند آن کودک را پیدا و از سرنوشت پارسا آگاه کنند. پس از کشته‌شدن او، خانواده زمانی که سراغ کمد لباس‌هایش رفتند، با تعداد محدودی لباس روبه‌رو شدند؛ چراکه پارسا بیشتر وسایل و ل…

محمدپارسا امینی · کرج · فردیس · اعتراضات سراسری 1404

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.