جاویدنام عباس گودرزینیا؛ مردی از تبار ایل قشقایی
جان باختن عباس گودرزینیا 37 ساله در ایران اصفهان شهرضا
نویسنده: نورا
«اگر یک روز مُردم، برایم در مسجد مراسم نگیرید و قرآن نخوانید.» عباس گودرزینیا این جمله را زمانی گفته بود که شاید هیچکس تصور نمیکرد روزی خانواده و مردم شهرش ناچار شوند برای او مراسم بگیرند؛ مردی سیوهفتساله که تمام عمرش را با کار، مسئولیت و مراقبت از دیگران گذراند و حتی برای روزی که خودش دیگر حضور نداشت، میدانست چگونه میخواهد از او یاد کنند. عباس متولد۱۷ خرداد ۱۳۶۷، اصالتاً از ترکهای قشقایی، طایفه درهشوری، و ساکن شهرضا بود. مهندس برق بود و مدیریت آبهای شهرک صنعتی رازی شهرضا را بر عهده داشت. دهها نیرو زیر نظرش کار میکردند اما مدیریت برای او به معنای ایستادن دور از کارگران و دستور دادن نبود. لباس کارگری میپوشید و دوشادوش نیروهایش کار میکرد؛ همانقدر خاکی و زحمتکش که پیش از رسیدن به جایگاه مدیریت بود. او تنها هفت سال داشت که پدرش را از دست داد. کودکیاش زودتر از آنچه باید، تمام شد و از همان سالها برای کمک به خانواده کار کرد. درس خواند، مهندس شد و زندگیاش را ساخت، اما هیچگاه مسئولیتی را که از کودکی بر دوشش افتاده بود زمین نگذاشت. سالها سرپرستی مادر پیر و بیمارش را بر عهده داشت و تکیهگاه خانوادهای بود که از هفتسالگی برای حفظ آن تلاش کرده بود. عباس، متأهل و پدر دختری هفتساله به نام مارال بود؛ دختری که تمام دنیایش بود. مردی مهربان، دلرحم و مردمدوست که در خانه از مس…
شهرضا · ترک قشقایی · مهندس برق · عباس گودرزینیا