جاویدنام امیرحسین شاکرمی؛ به مادرش گفت یک‌نفر هم یک‌نفر است. باید بروم کنار بقیه برای آزادی بجنگم

جان باختن امیرحسین شاکرمی 22 ساله در ایران ملارد

نویسنده: سپهر

امیرحسین شاکرمی، جوانی ۲۲ ساله، متولد ۶ فروردین ۱۳۸۳، فرزند اول و تنها پسر خانواده بود. اهل لرستان بود و در تهران زندگی و کار می‌کرد. از کودکی طعم سختی و کارگری را چشیده بود و برای تأمین زندگی، در یک کارواش به جابه‌جایی خودروها مشغول بود. همیشه می‌گفت: «خودم زندگی‌ام را می‌سازم.» با تلاش و پس‌انداز فراوان، به‌تازگی توانسته بود نخستین خودروی خود، یک پراید، را بخرد. شش سال بود که عاشق دختری بود و قرار بود در عید ۱۴۰۵ مراسم نامزدی‌شان برگزار شود. آینده‌ای را که با امید برای خود ترسیم کرده بود، هرگز فرصت زندگی کردن نیافت. شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، امیرحسین در اعتراضات محدوده ملارد کرج حضور یافت. او از فاصله‌ای بسیار نزدیک، کمتر از ده متر، هدف تیراندازی عاملان فرقه تباهی جمهوری اسلامی  قرار گرفت. بر پیکرش آثار ضرب‌وشتم دیده می‌شد که نشان می‌داد احتمالاً پیش از تیراندازی با نیروهای سرکوبگر درگیر شده بود. یکی از گلوله‌ها از پهلوی راست وارد بدنش شد و از پهلوی چپ خارج شد. گلوله دیگری به ریه‌هایش اصابت کرد و شدت جراحات به اندازه‌ای بود که بخشی از ریه همراه گلوله از بدنش خارج شده بود. یکی از پرستارانی که در واپسین لحظات زندگی امیرحسین بر بالین او حضور داشت، روایت می‌کند: وقتی به امیرحسین ماساژ قلبی می‌دادم، فقط به او می‌گفتم: تو را به خدا برگرد، نرو... تکه‌های ریه‌اش بیرون می‌ریخت. انگار فر…

امیرحسین شاکرمی · لرستان · ملارد

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.