جاویدنام رضا حبیبی
جان باختن رضا حبیبی 28 ساله در ایران کرج اندیشه
نویسنده: جاوید
رضا حبیبی، متولد ۱۸ اسفند ۱۳۷۶، فارغالتحصیل رشتهٔ حقوق، جوانی پرتلاش، بامعرفت و دوستداشتنی بود. او تکپسر و آخرین فرزند خانواده بود؛ پسری که حضورش برای پدر و مادر آرامش خانه بود و رابطهای عاطفی و عمیق با آنها داشت. خانوادهاش زندگی متوسطی داشتند و با مشکل مالی جدی روبهرو نبودند، اما شرایط اقتصادی، تورم و گرانی، مانند بسیاری از خانوادهها، او را نسبت به آینده نگران کرده بود. شامگاه هجدهم دیماه، پدرش از او خواست از خانه بیرون نرود. رضا در پاسخ جملهای گفت که بعدها برای خانوادهاش به یادگار ماند: «برای آیندهٔ همهٔ بچههایی که کوچیکن، برای خواهرزادههام؛ شما خراب کردید، ما باید درستش کنیم.» او آن شب حمام کرد، بهترین لباسهایش را پوشید و هنگام خروج، پدر و مادرش را در آغوش گرفت. دستان پدرش را بوسید و از او حلالیت خواست. پدر با نگرانی رو به مادر گفت: «داری میذاری بره؟» و مادر، که رضا نورچشمیاش بود، با این تصور که او میرود و زود بازخواهد گشت، پاسخ داد: «میرن و برای شام میان.» هیچکس نمیدانست آن آغوش، آخرین آغوش است. رضا آن شب همراه پسرعمه و دوست صمیمیاش، سجاد داراب، و چند نفر از دوستانشان راهی خیابان شد. پس از پارک کردن خودروها، به جمعیت پیوستند، اما به دلیل ازدحام زیاد در شهرک اندیشه فاز یک از یکدیگر جدا شدند. طبق روایت شاهدان، زمانی که سجاد هدف گلوله قرار گرفت، رضا که جلوت…
رضا حبیبی · کرج · اندیشه · جاویدنامان کرج