جاویدنام مینا امیرزاده؛ روایت یک زندگی ناتمام

جان باختن مینا امیرزاده 25 ساله در ایران تهران

نویسنده: رودابه

در میان نام‌هایی که از دی‌ماه ۱۴۰۴ به یادگار مانده‌اند، نام مینا امیرزاده یادآور زندگی‌ای است که می‌توانست سال‌های بسیاری ادامه پیدا کند. او دختری ۲۵ ساله بود؛ جوانی که میان مشهد و تهران رفت‌وآمد می‌کرد و مانند بسیاری از هم‌نسلانش در تلاش بود آینده‌ای بهتر برای خود بسازد. دوستان و آشنایانش از او به‌عنوان دختری مهربان، پرانرژی و امیدوار یاد می‌کنند؛ کسی که آرزوهای بزرگی داشت و زندگی را دوست داشت. نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، روزی بود که زندگی مینا ناگهان متوقف شد. تهران در التهاب اعتراضات آن دوره به سر می‌برد. مینا همراه پدرش سوار بر موتور در یکی از خیابان‌های شهر در حرکت بود. لحظه‌ای که برای آن‌ها می‌توانست مانند هر روز دیگری باشد، در چند ثانیه به تراژدی تبدیل شد. بنا بر گزارش‌ها، گلوله‌ای که در جریان سرکوب اعتراضات شلیک شد، به گردن مینا اصابت کرد. او در برابر چشمان پدرش جان باخت؛ اتفاقی که نه‌تنها زندگی یک خانواده، بلکه سرنوشت یک دختر جوان را برای همیشه تغییر داد. پس از جان‌باختن مینا، پیکر او به کهریزک منتقل شد. خانواده‌اش در روزهای پس از این حادثه با فشارها و محدودیت‌هایی روبه‌رو شدند؛ شرایطی که بسیاری از خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات نیز از آن سخن گفته‌اند. با وجود این فشارها، نام و روایت زندگی مینا خاموش نماند و در میان مردم و شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. چهل روز پس از کشته‌شدن ا…

مینا امیرزاده · ۲۵ساله · مشهد

متن کامل را اینجا بخوانید

Narrata

Documented Truth by Independent Voices

A multilingual platform preserving personal narratives, eyewitness accounts, and untold stories.