جاویدنام ابوالفضل مهری؛ تنها پناه خواهر
جان باختن ابوالفضل مهری 20 ساله در ایران کرج چهارراه مصباح
نویسنده: آوین
چه جوانهایی، چه آرزوهایی، چه عاشقهایی، به چه گناهی، چه لبخندهای زیبایی، چه امیدهایی و چه برادرهایی... ابوالفضل هم از همان برادرها بود؛ از همان برادرهایی که خیلی زودتر از آنکه فرصت کنند جوانی را زندگی کنند، بار زندگی را بر دوش میگیرند. ابوالفضل مهری یکی از همانها بود؛ نوجوانی که خیلی زود با فقدان پدر و مادر روبهرو شد و از همان سالها، کار و مسئولیت جای آسودگی کودکی را در زندگیاش گرفت. در خانهای کوچک در کرج، تنها دلخوشی و مسئولیتش خواهر کوچکترش بود؛ دختری که پس از رفتن پدر و مادر، تنها خانوادهای بود که برایش باقی مانده بود. ابوالفضل، متولد نهم اسفند ۱۳۸۴، اصالتاً اهل میانه در آذربایجان شرقی بود، اما زندگیاش در کرج گذشته بود؛ در محله مصباح، جایی که همسایهها او را بیشتر با لباس کار میشناختند. مکانیک خودرو بود. کار برای او هم راه کسب درآمد بود و هم راهی برای ساختن آیندهای که میخواست سهم خواهرش نیز در آن محفوظ بماند. در کنار کار، تکواندو بخش مهم دیگری از زندگیاش بود. سالها تمرین کرده بود و به دان دو این رشته رسیده بود. آنان که او را میشناختند، از انضباط، پشتکار و روحیه آرامش میگفتند؛ ویژگیهایی که ورزش در وجودش ریشه دوانده بود. شاید به همین دلیل، کمتر کسی تصور میکرد زندگی جوان نوزدهسالهای که میان تعمیرگاه و باشگاه تکواندو در رفتوآمد بود، چنین ناگهانی متوقف شود. او…
ابوالفضل مهری · تکواندو کار · میانه · کرج